پزشک مهاجر

عذرخواهی و بازگشت...

دوستان عزیز از اینکه مدتی به وبلاگم در وردپرس سر نزدم خیلی عذر می خوام. همچنین از تمام دوستانی که کامنت گذذاشتن و جواب ندادم معذرت خواهی می کنم. متاسفانه وبلاگ برای من هنوز فیلتره و نرم افزاری هم که داشتم دیگه جواب نمیده... از سایر راهها و نرم افزارها هم استفاده کردم اما اونقدر کند هستند که اصلاً نمیشه باهاشون کار کرد و یه دونه خوبش رو هم که پیدا کردم اصلاً نمیشه باهاش پست یا کامنت فرستاد.... تصمیم گرفتم اینجا بنویسم. امیدوارم دوستان قدیمی به اینجا سر بزنن...

یه خبر خوب اینکه پروسه ها سریع شده و خیلی از دوستان تازگی مدیکال گرفتن. همچنین امیر خان (وبلاگ پانیذ) پیشنهادی کرده که به نظر من بد نیست بهش توجه کنید. ایشون پیشنهاد کرده که  هرکی از زمان فایل نامبر دومش بیشتر از 8 ماه گذشته و وضعیتش در سایت هیچ تغییری نکرده یه ایمیل به سفارت دمشق بزنه و پیگیری کنه. اگه جواب مطلوبی ندادن به وزیر مهاجرت ایمیل بزنید و بگید که پروسه تون طولانی شده. امیر معتقده که این کار باعث میشه یه فکری به حال این سفارت بکنن. من که چند روز پیش یه ایمیل زدم ببینم چی میشه...

با آرزوی موفقیت برای همه دوستان

   + صبا ; ٧:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٤/۳۱
    پيام هاي ديگران ()

آیا قوانین جدید به نفع ماست؟

قوانین فدرال عوض شد و بیشتر دوستان نظرشون اینه که این به نفع افرادیه که قبلاً مدارکشون رو فرستادن و احتمالاً همین روزها تکلیف خیلی ها روشن میشه. به نظر منطقی میاد که با وجود شرایط سختی که در قانون جدید گذاشتن تعداد پرونده های تحت بررسی کم بشه و آفیسرها بتونن به پرونده های قبلی برسن. ضمن اینکه خیلی از مشاغل حذف شده و این مساله باعث میشه که خیلی ها نتونن پرونده تشکیل بدن، از طرفی اونهایی که شغلشون تازه به لیست اضافه شده تا برن مدارکشونو جمع و جور کنن و مطالعه کنن و بفرستن چند ماهی طول می کشه و احتمالاً این قضیه فرصت خوبی به آفیسرها میده تا سرشون کمی خلوت تر بشه. باید دید گذشت زمان این فرضیه رو ثابت می کنه یا نه...

علاوه بر تغییر لیست مشاغل، تغییرات دیگه ای هم در روش اقدام و ارسال مدارک ایجاد شده که باید به زودی در گامهای اول تا چهارم اونها رو اصلاح کنم. از جمله اینکه تمام مدارک از همون ابتدا باید ارسال بشه و اینجوری نیست که اول فرمها رو بفرستید و بعد از مدتی مدارک رو. بابت این پست نصفه نیمه معذرت می خوام، ان شاءالله به زودی با مطالعه بیشتر یه پست کامل خواهم گذاشت و گامهای اول تا چهارم مهاجرت رو به روز می کنم.

راستی، من به تازگی شنیدم که قیمت خرید مدرک پزشکی (یا گذاشتن وثیقه برای اون) به 40 میلیون تومان افزایش پیدا کرده، از دوستان پزشک کسی اطلاع داره که این خبر موثقه یا نه؟؟؟

   + صبا ; ۱:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٤/۱٠
    پيام هاي ديگران ()

خبر جدید - تغییر لیست مشاغل فدرال

بالاخره بعد از مدتها انتظار لیست مشاغل فدرال تغییر کرد و این بار فقط 29 شغل معرفی شدند.

در این لیست مشاغل زیر حذف شدند:

  1. مدیریت امور مالی (کد 0111)
  2. مدیریت انفورماتیک و کامپیوتر (کد 0213)
  3. مدیریت خدمات بهداشتی درمانی (کد 0311)
  4. مدیریت هتلداری (کد 0632)
  5. مدیریت خدمات ساخت و ساز (کد 0711)
  6. حسابداری (کد 1111)
  7. زمین شناسی، ژئوشیمی و ژئوفیزیک (کد 2113)
  8. مهندسی معدن (کد 2143)
  9. مهندسی زمین شناسی (کد 2144)
  10. مهندسی نفت و رشته های مرتبط (کد 2145)
  11. شنوایی سنجی و گفتاردرمانی (کد 3141)
  12. کاردرمانی (کد 3143)
  13. سرپرستاری (کد 3151)
  14. استادی دانشگاه (کد 4121)
  15. استادی کالج (کد 4131)
  16. پیمانکاری و سوپروایزری نصب لوله های صنعتی (کد 7213)
  17. پیمانکاری و سوپروایزری پرسنل ماشینهای ساختمانی (کد 7217)
  18. نصب کننده لوله های بخار، سیستم های آتش نشان و آب پاش اضطراری (کد 7252)
  19. سوپروایزر معادن سطحی و زیر زمینی (کد 8221)

و مشاغل زیر اضافه شدند:

  1. مدیران صنایع زیربنایی (بجز کشاورزی) (کد 0811)
  2. ارائه دهندگان خدمات حرفه ای به مدیران تجاری (کد 1122)
  3. کارشناسان ارزیابی بیمه و خسارت (کد 1233)
  4. بیولوژیستها و حوزه های مرتبط (کد 2121)
  5. متخصصین معماری (کد 2151)
  6. دندانپزشک ها (کد 3113)
  7. داروسازان (کد 3131)
  8. بهداشتکاران دهان و دندان (کد 3122)
  9. روانشناسان (کد 4151)
  10. مددکاران اجتماعی (کد 4152)
  11. سوپروایزران صنایع مکانیکی (کد 7216)

قوانین جدیدی هم از این به بعد اعمال خواهد شد. از جمله اینکه در هر سال تنها 20,000 پرونده از سراسر جهان بررسی میشه و از هر شغل هم فقط 1000تا! بنابراین با توجه به اینکه پزشکان زیادی درخواست مهاجرت دادن به نظر میاد کندی قابل ملاحظه ای در پرونده های همکاران گرامی مشاهده بشه. پس برید زندگیتونو بکنید، رفت رو 6-5 سال!!! البته این قانون شامل پرونده هایی که تا 25 June به سیدنی رسیده باشند نخواهد شد.

نکته دیگه اینکه حتماً باید مدرک زبان رو در زمان ارسال فرمها به سیدنی ضمیمه کنید.

باز هم یادآوری می کنم که این قوانین شامل دوستانی که تا 25 June مدارکشون به سیدنی رسیده نخواهد شد.

لیست کامل مشاغل و توضیحات بیشتر رو در اینجا ببینید:

   + صبا ; ٩:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٤/٦
    پيام هاي ديگران ()

سخن نخست

سلام

دوستان عزیزی که در ورد پرس با من بودن جریان رو می دونن. با اشکالی که در اونجا به وجود اومد مجبور به نقل مکان شدم و سعی می کنم تمام نوشته ها رو با همون تاریخ به اینجا انتقال بدم. کاش می شد کامنتها رو هم انتقال داد... (رادی عزیز لطف کرد و این کارو برام انجام داد، ازش خیلی ممنونم)

به هر حال، حسن اینجا در اینه که می تونم آهنگی رو که مدتها بود دوست داشتم توی وبلاگم بذارم، اینجا داشته باشم، آهنگی از سیاوش که با حال و هوای من و سایر دوستان مهاجر خیلی سازگاره.

به زودی لینک تمام دوستانم رو هم انتقال خواهم داد.

به امید روزهای بهتر

   + صبا ; ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۳۱
    پيام هاي ديگران ()

آفیسرها بیدارند!

بعد از مدتها که هیچ خبری از پیشرفت پرونده ها نبود و نگران شده بودیم که نکنه آفیسرهای دمشق خواب تشریف دارن (از نوع اصحاب کهفش!) بالاخره مدیکال یکی از دوستان فروم به نام افشین رسید، اونم بعد از حدود یک سال و یک ماه in process !

این خبر گرچه به من مربوط نمیشه اما خیلی خوشحالم کرد، حداقل آدم احساس می کنه یه اتفاقاتی داره توی دمشق میفته! امیدوارم مدیکال سایر منتظران و از جمله خودم هم به زودی بیاد.

می خوام چند نکته رو مخصوصاً به دوستان عزیزی که در مراحل اولیه ارسال مدارک هستند یادآوری کنم.

1. وقتی فرمها رو برای ارسال به سیدنی پر می کنید حتماً یه نسخه پر شده هم داشته باشید که بعداً به سوریه ارسال کنید. برای اینکه فرمها رو داشته باشید و وقتی صفحه رو می بندید هرچی نوشتید نپره و پاک نشه، نرم افزار Adobe Acrobat Professional رو روی کامپیوترتون نصب کنید. دقت کنید که این نرم افزار professional هست و با Acrobat معمولی فرق می کنه.

2. فرمها رو کامل و دقیق پر کنید و تا اونجایی که می تونید واقعیت رو بنویسید، بدون کم و کاست. سعی کنید همه چیز با هم هماهنگ باشه و وقتی از دید یه ناظر بیرونی نگاه می کنید هیچ تناقضی نبینید. فکر کنید یه قاضی هستید که توی پرونده متهم (باز هم خودتون!) دنبال نکته ای می گردید که محکومش کنید. خب آفیسر ها هم همین دید رو دارن!

3. اگه حساب به نام main applicant نیست و به نام همسر فرده، یکی از راهها اینه که حساب رو مشترک کنید. البته طبق قوانین بیشتر بانکها به حسابی که از قبل موجوده نمی شه یه صاحب حساب دبگه اضافه کرد اما بانک سامان این اجازه رو میده و توی پرینت هم تاریخ دو نفره شدنش رو نمی ده. برای سایر بانکها باید از قبل به فکر این قضیه باشید و یه حساب جدبد دو نفره باز کنید و موجودی رو به اون حساب منتقل کنید.

4. با اینکه صداقت محض خیلی مهمه اما اگه چندتا شغل تمام وقت همزمان دارید فقط یکیش رو بنویسید مگه اینکه قابل توجیه باشه یا امکان اینکه اونها متوجه بشن وجود داشته باشه. چون داشتن دو شغل فول تایم همزمان شک بر انگیزه و ممکنه باعث دعوت شدنتون به مصاحبه بشه.

5. تقویت زبان یادتون نره. برای تمام افراد خانواده که درخواست مهاجرت دادن این کاملاً ضروریه، حتی اگه زبانتون خیلی هم خوبه باز سعی کنید با دیدن فیلم، خوندن کتاب، گوش دادن به موسیقی های انگلیسی (یا فرانسه بر حسب مورد) یا رفتن به کلاس در فضای مناسب باقی بمونید تا مهارتتون کم نشه.

6. فرض کنید ویزاتون رو دادن و رفتید کانادا، فکر می کنید چه آمادگی هایی از قبل لازمه داشته باشید؟ همون مهارتها رو تا وقتی توی ایران هستید کسب کنید. مثلاً من به پزشکها پیشنهاد می کنم قبل از رفتن برای امتحانات آماده بشن. از نشستن و منتظر موندن که بهتره، نه؟

تا بعد…

   + صبا ; ٢:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/٢۳
    پيام هاي ديگران ()

گذار

چشمهایم زُق زُق می کنند! این آلودگی هوا چقدر مرا اذیت می کند، خصوصاً که روزی 8-7 ساعت هم بخواهی به زور به مانیتور زُل بزنی…!

در خوش آب و هواترین نقطه ی بد آب و هواترین شهر ایران نشسته ام و گرد و غباری را تماشا می کنم که گویا سوغات کشور همسایه است و گواه بی خردی بشر…

————

دوستش داشتم… هروقت گذرم به شهرک اکباتان می افتاد محال بود سری به مغازه اش نزنم. شیرین و مهربان بود، و با وجود چند بیماری ریز و درشت هر چه می خواست می خورد و هر چه می خواست می کرد! می گفت چند صباحی که اینجاییم بگذار حسرت چیزی به دلمان نماند… دو روز پیش خبر آوردند که سرطان دارد، و آخرین نفسهایش را می کشد… با اشک راهی بیمارستان شدم، و خوشحال شدم که حرف می زند و ظاهراً به آن بدی که می گفتند نبوده. اما حتی به جواب آزمایش پاتولوژی هم نرسید… و امروز صبح اولین پیامی که خواندم خبر مرگش بود…

اشک نریخته ام هنوز! گویا خبر بیماری اش بیشتر عذابم داد از خبر آسوده شدنش از رنج… تصور اینکه درد می کشد و ناراحت است عذابم می داد، اما حالا می دانم حالش خوب است، هرچند دلم برایش تنگ می شود… همه چیز مثل یک بازی واقعی است! هر چند وقت یک بار خبر می دهند که نوبت فلانی رسیده که برود…! و من می اندیشم به اینکه وقتی تاریخ انقضایت می رسد دیگر فرقی نمی کند که کجا باشی و چقدر از مسیر را رفته باشی… پرپری می زنی و آهی می کشی و تمام… نمی دانم، فکر می کنم مرگ هم شیرین است…

   + صبا ; ٢:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۳٠
    پيام هاي ديگران ()

مقایسه کشورهای مختلف جهان

اخیراً یکی از دوستان آدرس یه سایت رو برام فرستاد که می تونید توی اون کشورهای مختلف دنیا رو از نظر چند فاکتور بررسی کنید. فاکتورها اینها هستند:

 

   + صبا ; ٢:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٢٩
    پيام هاي ديگران ()

افتخار…

نمی دونم تا حالا براتون پیش اومده یا نه، که به خاطر جایی یا گروهی که بهش تعلق دارید احساس افتخار کنید. خود من چنین حسی رو خیلی کم داشتم. هر چند همیشه اعتماد به نفس بالایی داشتم اما هیچ وقت نتونستم به کشورم، شهرم یا دانشگاهم افتخار کنم، همیشه جهان سومی بودیم و در رده ی چندم کیفیت و رفاه… قاعدتاً ما هیچ وقت نمی تونیم حس یه آمریکایی رو درک کنیم وقتی که با افتخار سرش رو بالا می گیره و میگه “I come from the United States”! همیشه سرمونو انداختیم پایین و گفتیم: “من ایرانیم” یا “خب چونکه ما امکانات پیشرفته ای نداریم….” یا “چون بودجه مون کافی نیست طبیعیه که…” و هزار چیز دیگه که به ما حس حقارت میدن…

اما، امروز یکی از دفعات معدودی بود که به خاطر جایی که بهش تعلق دارم احساس غرور و افتخار کردم! توی جلسه روابط بین الملل دانشگاه، نماینده مرکز بودم، مرکز ما توی تمام مراکز مشابه داخل کشور حرف اول رو می زنه و توی دنیا هم شناخته شده ست. وقتی با افتخار سرم رو بالا گرفتم و گفتم از مرکز … اومدم، و در مورد امکانات و تواناییهای مرکزمون صحبت کردم، شنیدم که یکی از اون طرف جلسه به بغل دستیش گفت: “مرکز … همیشه توی همه چیز اوله”!  شعفی که در اون لحظه احساس کردم بی نظیر بود، مثل حس پرواز، و یه عزت نفس عالی…  و من احساس کردم که چه لذتی داره به جایی تعلق داشته باشی که بتونی بهش افتخار کنی، لذتی که ما جهان سومی ها با وجود توانمندیهای ذاتی مون شاید هیچ وقت درکش نکنیم…

   + صبا ; ٢:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۱٩
    پيام هاي ديگران ()

منابع امتحانات USMLE و MCCEE

بعد از مدتها دوباره می خوام بنویسم! راستش چند وقتیه اونقدر سرم شلوغ شده که حتی جواب کامنت ها رو هم به زور میدم!! جایی که کار می کنم در حال حاضر 4 نوع مسؤولیت جداگانه به من محول کردن که برای هرکدوم از اونها یه آدم لازمه!! و جالبه یه نامه به رئیس مرکز دادم و ازش خواهش کردم من رو از همکاری با یکی از بخشها معاف کنه اما ایشون به من مدیریت اون بخش رو داد!!!! البته در مقابل اجازه داد که اگه فرصت نداشتم بقیه وظایفم رو بی خیال شم!!

بگذریم، یکی از مسائلی که پزشکان مدتی قبل از برنامه ریزی برای امتحانات پیگیرش هستند یه منبع خوب برای امتحاناته که هم حجم زیادی نداشته باشه و هم تا حد قابل قبولی جامع و کامل باشه. در این مدتی که من هم به دنبال جواب همین سوال بودم از وبلاگها و سایتهای سایر دوستان مطالب و منابع مفیدی پیدا کردم که لینک اونها رو اینجا می ذارم تا سایر دوستان هم استفاده کنند.

 

از جمله دکتر محمد فرهنگ در وبلاگش در پستی با عنوان چگونه برای آزمون MCCEE مطالعه کنیم منابع موجود رو توضیح داده و اونها رو بررسی کرده. در همین وبلاگ، پست بسیار مفیدی با عنوان سیستم پذیرش رزیدنتی تخصصی پزشکی در کشور کانادا هست که خوندنش رو به همه دوستان عزیز توصیه می کنم. در این پست همچنین توضیحاتی در مورد امتحان TOEFL، شرایط خاص برخی از استانهای کانادا و نکاتی که باید حواستون به اونها باشه داده شده.

همکار عزیز دیگری در وبلاگش “کتاب مجموعه 250 سوال برای امتحان MCCEE”  رو برای دانلود گذاشته که یه فایل PDF هست با 182 صفحه و به راحتی هم دانلود میشه.

در فروم applyabroad  یا همون تالار گفتگوی مهاجرت کانادا که لینکش رو در بخش لینک های مفید هم گذاشتم، یکی از موضوعات فروم مهاجرت کاری پزشکانه که در اونجا اسفندیار عزیز لینک دانلود فایلهای ویدیویی USMLE step 1,2,3 رو گذاشته. تمام url هایی که باید دانلود بشه در 26 صفحه (درست خوندید 26 صفحه فقط url!!!) نوشته شده که برای دانلودش باید یه اینترنت پرسرعت و وقت کافی داشته باشید (یه چیزی حدود 3 ماه!!). ضمن اینکه لینک دانلود URL ها رو می ذارم، به پزشکان عزیز توصیه می کنم حتماً این بخش از فروم رو بخونید. وقتی فایل این لینک ها رو دانلود کردید باید اونها رو دونه دونه توی بخش آدرس وارد کنید و فایلی رو که میاد دانلود کنید. وقتی یه DVD کامل شد می تونید اون رو extract کنید و استفاده کنید. موقع extract کردن پسورد می خواد که اینه: tehparadox.com.  لینک دیگری رو اسفندیار گذاشته که فایل مایو کلینیک هست برای دوستانی که واسه امتحان آماده میشن. این فایل رو هم برای دانلود می ذارم.

دکتر ایمانی عزیز لطف کردن و لینک های مفیدی در بخش کامنت ها گذاشتن که ضمن تشکر از ایشون، لینک ها رو اینجا می ذارم:

دانلود Toronto Notes 2009: لینک 1، لینک 2

سایت دانلود رایگان کتب پزشکی

Kaplan General Surgery

Kaplan Pediatrics

Kaplan Obstetrics & Gynecology

Kaplan Question Bank

Kaplan Psychiatry: لینک 1، لینک 2

Toronto Notes Atlas CD: قسمت اول، قسمت دوم، قسمت سوم، قسمت چهارم

از ایشون بسیار متشکرم.

اگه دوستان منابع دیگه ای هم سراغ دارن که دانلودشون رایگان باشه لطفاً بگن اینجا بذارم تا کامل بشه.

این پست به مرور کامل تر خواهد شد.

   + صبا ; ٢:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٩
    پيام هاي ديگران ()

آخرین خبر در مورد مدرک زبان

در پی تغییر جدیدی که برای ارائه مدرک زبان داده شده و خبرش رو در پست قبل نوشتم، امیر عزیز به تغییراتی در بوکلت جدید اداره مهاجرت اشاره کرده که قدری قضیه رو روشن تر می کنه. در بوکلت راهنمای آفیسرها به وضوح اشاره شده که از 10 آوریل به بعد اگه مدارکی که متقاضی برای اثبات توانایی زبان به CIO (سیدنی) فرستاده آفیسر رو قانع نکنه هیچ فرصت دیگه ای برای تهیه مدرک زبان به متقاضی داده نخواهد شد. در این بوکلت گفته شده آفیسر بر اساس دو دسته از شواهد قضاوت می کنه:

a) language test results, submitted at time of application from a designated organization or institution;

b) other evidence in writing, submitted at time of application, of the applicant’s proficiency in one or both official languages.

بنابراین از 10 آوریل به بعد هر درخواستی که به سیدنی می رسه باید شامل یه نسخه از مدرک زبان هم باشه.

پ.ن. مجدداً این خبر تکذیب شد و گفته شده نیازی به ارسال مدرک زبان به سیدنی نیست! 

   + صبا ; ٢:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱/۱۸
    پيام هاي ديگران ()

تغییر قانون مربوط به مدرک زبان

سلام به همه دوستان عزیز. با تاخیری 10 روزه!! سال نو رو به همه تبریک میگم و امیدوارم که سال جدید برای همه دوستان سالی سرشار از موفقیت و شادی و مدیکال و نمرات خوب امتحانی و … خلاصه هرچی که آرزو دارید باشه.

از اول تعطیلات من و همسرم سفری به جنوب داشتیم که حاصل اون یه سرماخوردگی شدید بود که باعث شد یه روز سر کار نریم!!! خدا نصیب هیچ کدومتون نکنه…!

و اما مهاجرت!!

در تاریخ 10 مارس خبری در سایت اداره مهاجرت اعلام شد که دوستان برداشت های مختلفی از اون داشتند. من قدری دیر خبر رو اعلام می کنم چون مطمئن نبودم که منظور این خبر دقیقاً چیه اما با مطالعه بیشتر به نظر من مقصود اصلی خبر اینه که از این به بعد همون اول که مدارک رو به سیدنی می فرستید باید مدرک آیلتس رو هم ارائه بدید. در واقع با این کار می خوان پروسه رو تسریع کنن و وقتشون رو سر این که آیا طرف توانایی کافی داره یا نه تلف نکنن. بر اساس این خبر سطح زبان انگلیسی تمام متقاضیانی که فایلشون بعد از 10 آوریل 2010 (21فروردین 1389 ) به اداره مهاجرت کانادا برسه بر مبنای مدرک زبانی که با فرمها فرستادن محاسبه میشه و فرصت دیگه ای برای آماده سازی مدرک زبان همراه با مدارک ارسالی به دمشق نخواهند داشت. همونطور که می دونید تا حالا این امکان وجود داشت که فرمها رو بفرستید و بعد زمان درخواست مدارک توسط اداره مهاجرت ( 6 ماه بعد ) مدرک زبان رو ارائه بدید. در متن خبر اومده:

beginning April 10, 2010, prospective immigrants will be required to prove their English and French language abilities at the time they apply. This requirement supports our commitment to fast, fair and efficient application processing.

 یکی از راههای دیگه ای که می شد اثبات کرد که سطح زبان فرد متقاضی خوبه این بود که از یه مرکز معتبر و مستقل تاییدیه (written submission) بگیره که البته این در واقع برای افرادی بود که زبان اولشون انگلیسی یا فرانسه بود اما افراد غیر انگلیسی یا فرانسه زبان هم می تونستن در صورتی که آفیسر written submission رو تایید کنه از این روش استفاده کنند. اما در این خبر به افرادی که زبان اول اونها انگلیسی یا فرانسه نیست توصیه شده برای اثبات توانایی زبانشون ترجیحاً امتحان بدن و در صورتی که می خوان به طریق دیگه ای اثبات کنن فقط یکبار می تونن written submission بدن.  به نظر میاد  اگه این written submission مورد قبول قرار نگیره کلاً پرونده رو میشه چون در بخش دیگری از خبر گفته شده:

We don’t want immigrants to be surprised if their written submission doesn’t match their reported ability, and they don’t get the desired assessment.

پس دوستان عزیزی که هنوز فرمهای اولیه رو به سیدنی نفرستادن از این به بعد باید مدرک آیلتس رو هم به همراه سایر فرمها ارسال کنند. گرچه باید دید از این به بعد رفتار اداره مهاجرت در قبال افرادی که بدون مدرک زبان فرم فرستادن چه خواهد بود.

پ.ن. اگه دوستان عزیز برداشت دیگه ای از این خبر دارن یا نکته دیگه ای در این مورد می دونن ممنون میشم نظرشون رو اعلام کنن.
 

پ.ن. 17 فروردین: حیرون عزیز لینکی رو از سایت شرکت کنپارس برای من فرستاد که در اون گفته شده منظور از این خبر اینه که کسانی که زبان مادریشون انگلیسی یا فرانسه نیست و می خوان از written submission استفاده کنن فقط یک بار اجازه این کار رو دارن. این شرکت معتقده که فرستادن مدرک زبان به همراه درخواست اولیه لازم نیست. متن خبر رو اینجا بخونید.

   + صبا ; ٢:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱/۱٠
    پيام هاي ديگران ()

خسته نشوید!

خیلی از افراد جامعه بخصوص کارمندان، و البته بیشتردوستان عزیزی که قصد مهاجرت دارند روزانه ساعتها پای کامپیوتر هستند و در باره مطالب مختلف جستجو و مطالعه می کنند و به هر حال در خیلی از کارهاشون با کامپیوتر سرو کار دارن. خود من هم همینطورم و گاهی اونقدر غرق کار میشم که حتی پلک زدن هم یادم میره!! و نتیجه ش اینه که وقتی میریم خونه احساس خستگی و بدن درد داریم و بدون اینکه کار بدنی زیادی انجام داده باشیم بیخود و بی جهت خسته، عصبی و کسل هستیم.

خیلی هامون اصول ارگونومی کار با کامپیوتر رو می دونیم و در اینترنت هم در موردش زیاد مطلب دیدیم (از جمله اینجا) و می دونیم که هر چندوقت یه بار باید نرمش کنیم و به خودمون استراحت بدیم اما یادمون میره این کارها رو انجام بدیم!

توی این پست می خوام نرم افزار مفیدی رو بهتون معرفی کنم که وقتی روی کامپیوترتون نصب می کنید هر چند وقت یک بار به شما یادآوری می کنه و اطلاع میده که الان چه نرمشی رو باید انجام بدید. این نرم افزار یک فایل exe هست که حجم خیلی کمی هم داره اما واقعاً مفید و کاربردیه.

نرم افزار رو می تونید از اینجا دانلود کنید.

   + صبا ; ٢:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/٢٢
    پيام هاي ديگران ()

امتیاز پزشکان: 20 یا 25؟

دوستان عزیزی که در جریان روند مهاجرت هستند می دونن که یکی از بحث های مهم در مورد مهاجرت پزشکان امتیازیه که برای میزان تحصیلاتشون در ارزیابی به اونها داده میشه. معمولاً تحصیلات بالای فوق لیسانس در ارزیابی 25 امتیاز داره، و پزشکی هم دکتراست پس قاعدتاً باید 25 امتیاز داشته باشه. اما سیستم پزشکی در بعضی از کشورها طوریه که یه پزشک بعد از گذروندن 4 سال پزشکی، مدرک اون رو دریافت می کنه اما اجازه کار نداره و برای کار باید دوره های دیگه ای بگذرونه. بنابراین در اون کشورها پزشکی بدون دوره های بعدی معادل لیسانس خواهد بود و 20 امتیاز داره. در دستورالعمل آفیسرها گفته شده:       

 guidance is provided on how medical degrees should be considered; essentially medical docotr degrees are generally considered first-level degrees in the same way as a Bachelor of Law or a Bachelor in Pharmacy. Officers should be guided by how the local authorities responsible for educational or training institutions recognise the credential     

     

بنابراین تعجبی نداره اگه آفیسر امتیاز 20 رو برای پزشکها در نظر بگیره. مواردی بوده که آفیسر تشخیص داده باید 20 بده و مواردی هم تشخیص داده که باید 25 بده یا حتی 22!       

“نقطه سر خط” عزیز در کامنتی که برای من گذاشتن اطلاع دادن که برای حل این مشکل دکتر مختاری در شرکت مهاجرتی کنپارس نامه ای به وزیر مهاجرت نوشته و ذکر کرده که با توجه به روند تحصیلی پزشکان در ایران، عادلانه نیست که امتیازی کمتر از 25 به تحصیلاتشون تعلق بگیره. ضمن تشکر از ایشون از دوستان عزیز دعوت می کنم اگه تمایل داشتن نامه رو امضا کنن تا حامیان بیشتری داشته باشه و به نتیجه برسه.       

  برای دیدن لینک مطلب اینجا و برای دیدن و امضا کردن نامه اینجا رو کلیک کنید.

   + صبا ; ٢:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱٦
    پيام هاي ديگران ()

می خواهم متخصص شوم!

همونطور که همه دوستان در خبرها شنیدن آزمون دستیاری پزشکی به علت بروز تقلب لغو شد و آزمون مجدد فردا برگزار میشه. من هم به عنوان عضوی از جامعه ی جامه سپیدان کشور لازم دیدم در این مورد پستی بنویسم.

از یه طرف جرأت و جسارت خانم وزیر قابل تحسینه، چرا که چنین ایرادات و شبهاتی در سالهای قبل هم وجود داشت اما به علت عدم جسارت وزرای وقت، امتحان که لغو نشد هیچ، با انکار تقلب از تقلب کنندگان دفاع کردند!

از طرف دیگه بسیار باعث تأسفه که ما نمی تونیم یه امتحان رو درست و سالم برگزار کنیم و این عمق فاجعه و فسادی رو می رسونه که کشور بهش مبتلاست!!!

امتحان رزیدنتی (دستیاری) در ایران به جرأت بزرگترین و مهمترین امتحانیه که یه پزشک در طول زندگیش می گذرونه. از دید من کنکور به بزرگی امتحان دستیاری نیست، چون درسته که تعداد بیشتری در اون شرکت می کنند اما همه ی اونها رقیب حساب نمیشن. تعداد کمی هستن که واقعاً آمادگی خوبی دارن و از این تعداد در رشته تجربی بهترین ها در رشته پزشکی (و البته دندان پزشکی و داروسازی) در دانشگاههای آزاد و دولتی پذیرفته میشن. جمعاً یه چیزی حدود 6000-5000 نفر در این رشته ها شروع به تحصیل می کنن که میشه گفت حدود 3500 نفرشون پزشکی رو انتخاب کردن. ظرفیت پذیرش تقریباً بالاست و اگه کسی موقع امتحان شرایط روحی و جسمی خوبی داشته باشه و خوب آمادگی کسب کرده باشه و بچه درسخون هم باشه قبولیش در رشته پزشکی چندان سخت نیست.

اما از این تعداد که هر سال پزشکی قبول میشن همه از بهترین ها در کنکور بودن و همه می خوان در آزمون نمره ی خوبی کسب کنند و آمادگی نسبتاً خوبی هم دارن. حدود 17-16 هزار نفر در آزمون شرکت می کنن و تقریباً 300-200 تاشون پذیرفته میشن، اینه که رقابت خیلی سخت تره. ضمن اینکه تو امتحان رزیدنتی معمولاً سوالاتی مطرح میشه که نیاز به اطلاعات تخصصی و کاملاً جزئی داره و از مسائلی که باید یه پزشک عمومی بدونه کمتر سوال میدن (پزشک بیچاره اگه اینا رو می دونست که دیگه تخصص لازم نداشت!!)، به همین علت اکثر پزشکهایی که رتبه های خوب میارن معمولاً از دو سال قبل کارو زندگی رو ول می کنن و می چسبن به درس خوندن.  خودتون تصور کنید که با همه این مشکلات بروز چنین تقلبی در امتحان رزیدنتی نه تنها غیر اخلاقی و زشته بلکه پزشکها رو درباره آینده دلسرد می کنه و باعث هدر رفتن سالهایی از عمرشون میشه… 

فردا دوباره امتحانه. به همه همکاران عزیزی که امتحان دارن خدا قوت میگم و امیدوارم هر چی به صلاحشونه همون بشه، و آرزو می کنم دیگه شاهد چنین اشکالاتی نباشیم.

پ.ن. مادر شوهرم دیروز می گفت اینکه میگن دستیاری پزشکی، یعنی وردست پزشک تربیت می کنن؟ مگه امتحان داره؟! اولش خنده م گرفت، اما بعد دیدم بنده خدا حق داره! اسمش اصلاً با مسمّا نیست و ربطی به تخصص نداره! عزیزان فرهنگستانی یه فکری به حال این اسم بکنن!!!

   + صبا ; ٢:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱٢
    پيام هاي ديگران ()

به زودی…!!

افسرده ام کمی، حال تایپ کردن ندارم…! به زودی به کامنت ها پاسخ خواهم داد، شرمنده!

   + صبا ; ٢:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱٠
    پيام هاي ديگران ()

پروسه ی مهاجرت چقدر طول می کشد؟

این سوالیه که همه مدام از خودمون و دیگران می پرسیم! هر کس یه نظری داره، و خیلی از وکلا هم حرفهای ضد و نقیض می زنند. مسلماً معتبرترین منبع خود اداره مهاجرت کاناداست که در تاریخ 29 دسامبر 2009 آخرین آمار رو بررسی کرده. طبق آمار ارائه شده در سایت اداره مهاجرت، در ویزا آفیس دمشق که ویزا آفیس ما ایرانی هاست، پرونده افرادی که برای اقامت دائم اقدام کردن (به جز متقاضیان مهاجرت از طریق نیروی کار ماهر) در طول یکسال، از اکتبر 2008 تا سپتامبر 2009  تا 6 ماه 30% موارد به نتیجه نهایی رسیده، تا 9 ماه 50%، تا 15 ماه 70% وتا 21ماه 80% به نتیجه رسیدند. البته این آمار به صورت cumulative هست یعنی اگه مثلاً 100تا پرونده وجود داشته 30 تاش رو در 6 ماه بررسی کردن و توی سه ماه بعدی 20 تای دیگه بررسی شده که با اون 30 تا میشه 50 تا توی 9 ماه. گرچه این آمار مربوط به Federal Skilled Workwers نیست اما نکات مثبتی رو میشه ازش برداشت کرد.

اولین نکته ی مثبتی که من توی این جدول می بینم اینه که توی جدولی که اداره مهاجرت ارائه داده ویزا آفیس دمشق یکی از بهترین وضعیت ها رو در سرعت بررسی داره و تقریباً یکی از سریع ترین هاست! و نکته دوم این که سابقاً زمانها خیلی طولانی تر بود و سرعت بررسی در این یکسال زیاد شده، پس میشه امید داشت که سرعت بررسی پرونده ها در قانون جدید همونطور که قول دادن یکسال و نهایتاً یکسال و نیم بیشتر نشه. البته می دونید که شروع پروسه رو باید زمان رسیدن مدارک به سوریه حساب کنید.

جدول رو در اینجا ببینید.

طبق گفته اداره مهاجرت کانادا جدول مربوط به متقاضیان از طریق Federal Skilled Workers به زودی در اینجا ارائه خواهد شد.

   + صبا ; ٢:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/٥
    پيام هاي ديگران ()

تا رسیدن مدیکال…

امروز دقیقاً 5 ماهه که مدارک ما به دمشق رسیده و با اینکه می دونم بیشتر از این حرفها باید منتظر بمونم اما هر روز امید رسیدن مدیکال یا خبری از دمشق رو دارم!! یکی از دوستان در تالار گفتگوی مهاجرت کانادا خبر داده که زمان صدور فایل نامبر سیدنی دوباره تسریع شده و به 18 روز رسیده! اگه چنین خبری درست باشه میشه انتظار داشت که بقیه ی پروسه ها هم مثل فایل نامبر سیدنی تسریع بشه و مثلاً مدیکال دوباره 6-5 ماهه بیاد. البته این یه حدسه که من فقط دلم رو بهش خوش می کنم.

 

فکر می کنم همه دوستانی که در این مرحله هستن مثل ما زندگیشون در حالت standby و معلقه! برای هیچ چیزی نمیشه تصمیم گرفت، کار، محل زندگی، خرید خونه، مسافرت ها، خرجهای نه چندان ضروری و … همه به این بستگی داره که یک سال دیگه کجا باشیم، و این تصمیم گیری رو مشکل می کنه. من یک بار دیگه هم چنین حالتی رو تجربه کردم که البته از نظر اهمیت با این مساله کاملاً متفاوته. وقتی دانشجو بودم یک جابجایی از دانشگاه محل قبولیم به دانشگاه دیگری داشتم که بسیار برای من استرس زا بود. گرچه دانشگاه مقصد از هر نظر (بجز مردم اون شهر) بهتر از دانشگاه اول بود اما آخرین ترم من در دانشگاه مبداء پر از استرس بود. چرا که من عادت دارم آینده رو از مدتها قبل تصور کنم و براش برنامه بریزم اما جابجایی برای من مثل یه دیوار بزرگ بود که جلوی خیالپردازی هام و رفتنم به زمان آینده رو گرفته بود و به من اجازه نمی داد هیچ تصور یا برنامه ریزی برای آینده یا در واقع اون طرف دیوار داشته باشم، مخصوصاً که دانشگاه مقصد رو هیچ وقت ندیده بودم و آخرین باری که به اون شهر رفته بودم 4 سالگی بود!! طبیعتاً هرچه به دیوار (زمان جابجایی) نزدیک تر می شدم استرسم بیشتر می شد.

این تجربه من از جنبه هایی شبیه به مهاجرت هست و از جنبه هایی نه، من فکر می کنم استرسی رو که اون زمان داشتم برای مهاجرت تجربه نخواهم کرد چون با اینکه جابجایی بزرگتر خواهد بود اما اطلاعاتی از آینده دارم که باعث میشه مهاجرت برام یه دیوار بزرگ نباشه، بلکه یه تپه ست که بعضی چیزهای اون طرف رو می تونم ببینم و بعضی چیزها رو نه. حداقل اینه که دوستان مجازی و سایتهای اینترنتی به من اطلاعاتی در مورد نحوه زندگی در کانادا میدن و این باعث میشه گزینه هایی برای خیالپردازی و برنامه ریزی داشته باشم و نگرانیم کمتر بشه.

با توجه به مسائلی که گفتم فکر می کنم بهترین کار تا زمان مشخص شدن نتیجه اینه که در مورد کار و زندگی در کانادا تحقیق کنیم. از اونجا که شرایط هر کدوم از ما با دیگری فرق می کنه و برنامه های متفاوتی پیش روی ماست، سعی کنیم آینده رو مخصوص به خودمون تو ذهنمون بسازیم و از حالا براش آماده بشیم. مثلاً دوستان پزشک می تونن استانهای مختلف کانادا رو از نظر کار، امتحانات مورد نیاز، شرایط ادامه تحصیل و … بررسی کنن و ببینن بهترین برنامه که با روحیه شون هم سازگاره چیه. ممکنه فردی دوست داشته باشه بعد از گذروندن امتحانات ادامه تحصیل بده و بعد کار کنه، فردی بخواد اول PhD و بعد تخصص بگیره، یه نفر بخواد امتحانات رو بده و بدون تخصص گرفتن کار کنه، یا اصلاً یه نفر به این نتیجه برسه که حوصله دردسر نداره و رشته های دیگه براش به صرفه تر و راحت تره و ترجیح بده کلاً پزشکی رو بذاره کنار و بره دنبال یه کار دیگه… این موارد چیزهایی هستن که ما از اینجا باید درباره شون تصمیم بگیریم و حتی تا اندازه ای در مسیر آینده مون گام برداریم. برای مثال اگه تصمیم گرفتید امتحانها رو بدید از همین حالا رفرنس مورد نظر رو انتخاب کنید و شروع کنید به خوندن، حتی اگه تونستید یه سر برید دوبی و MCCEE رو هم بدید، کلی جلو می افتید. یا اگه می خواید برای PhD درخواست بدید یه مقدار بررسی کنید و با چند استاد نامه نگاری کنید و به هر روشی که بلدید مخ زنی کنید یا درباره دانشگاهها تحقیق کنید. اگه تصمیم گرفتید قبل از امتحان دادن یا درس خوندن یه مقدار هم کار غیر مرتبط انجام بدید بد نیست اون کار رو توی ذهنتون مجسم کنید و یه دوره هم براش بگذرونید. مثلاً آرایشگری، کار با چوب، آشپزی یا هر چیزی که دوست دارید. زبان هم که باید همیشه مد نظر باشه…

امیدوارم همه در رسیدن به هدفی که دارید مصمم و موفق باشید

   + صبا ; ٢:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/٢
    پيام هاي ديگران ()

USMLE

با اینکه تا حالا بیشتر در مورد کانادا نوشتم اما همونطور که توی پست تصمیم تازه گفتم احتمال داره بعد از رفتن به کانادا بخوام رزیدنتی رو در امریکا بگذرونم. این پست درباره امتحانات پزشکی آمریکاست که به USMLE یا United States Medical Licensing Examination معروفند. در واقع پزشکانی که قصد مهاجرت به امریکا رو دارن با هر درجه تحصیلی (پزشکی عمومی، تخصص، فوق تخصص) ملزم به گذروندن این امتحانات هستند تا اجازه داشته باشند در آمریکا به عنوان پزشک کار کنن.

 

قبل از اینکه برای امتحان USMLE اقدام کنید باید حتماً سوابق تحصیلیتون توسط ECFMG یا Educational Comission for Foreign Medical Graduates تایید بشه. برای این کار باید در وب سایت ECFMG ثبت نام کنید و در بخش IWA با نام کاربری خودتون وارد بشید و یه فرم پر کنید که در واقع فرم ثبت نام امتحانات USMLE هست. در این فرم مشخصات فارغ التحصیلی و مدرک و دانشگاه شما رو می خواد که باید دقیق پر کنید و در نهایت یه فرم به شما میده که باید پرینت بگیرید و بدید دانشگاه تایید کنه و برای ECFMG بفرستید. این مراحل که انجام شد می تونید برای امتحان USMLE ثبت نام کنید. تمام اطلاعات و دستورالعمل های مورد نیاز درهنگام تکمیل پروفایلتون به شما داده خواهد شد. در ضمن، وقتی مدارک تحصیلیتون توسط ECFMG تایید شد شما در هر زمانی که در امریکا نیاز به تایید مدارک یا نشون دادن نمره USMLE داشته باشید ECFMG این کار رو براتون انجام میده.

امتحانات USMLE هم مثل MCC چند مرحله داره:

  • USMLE STEP 1
  • USMLE STEP 2
    • STEP 2 CK
    • STEP 2 CS
  • USMLE STEP 3

همونطور که می بینید امتحانات سه مرحله هستن اما در واقع 4 مرحله میشن چون STEP 2 دو مرحله داره.

در STEP 1 اطلاعات علوم پایه شما در ارتباط با بالین سنجیده میشه. یعنی دوباره باید برگردید فیزیولوژی و آناتومی و … بخونید!

STEP 2 بالینیه و STEP 2 CK یا Clinical Knowledge تقزیباً مثل پره انترنی یا امتحان رزیدنتی خودمونه البته سوالهاش اصلاً به اون مزخرفی نیستن!! از امتحانات کانادا هم راحت ترن اما چیزی که امتحانات USMLE رو مشکل می کنه اینه که برای اینکه شانس خوبی برای قبولی در دوره رزیدنتی داشته باشین باید نمره تون بالای 92-90 از 100 بشه!

امتحانات STEP 1 و STEP 2 CK به صورت کامپیوتری برگزار میشن و هر کدوم تقریباً 8 ساعت طول می کشن، این 8 ساعت شامل 7تا یک ساعت و 6تا 10 دقیقه استراحت هست که جمعاً میشه 8ساعت. با توجه به اینکه امتحانا کامپیوتری اند باید قبلش تمرین داشته باشید، از وب سایت USMLE می تونید نرم افزار آزمایشی رو درخواست کنید.

STEP 2 CS یا Clinical Skills یکی از مراحل مشکل امتحانه، در این مرحله بازیگرانی هستن که نقش بیمار رو بازی می کنن و علاوه بر تسلط علمی، باید به زبان انگلیسی هم خیلی خوب مسلط باشین تا بتونین از پسش بر بیاین. دوستانی که قبلاً در مورد USMLE شنیدن احتمالاً می دونن که این مرحله معادل CSA هست که قبلاً برگزار می شد، در اون زمان امتحان TOEFL هم مورد نیاز بود اما الان دیگه تافل لازم نیست چون همین مرحله به اندازه کافی سطح زبان انگلیسی رو می سنجه!! در این امتحان باید فوق العاده مؤدب باشید و اصلاً جلوی مریض تعظیم کنید! برای هر کاری از جمله معاینه قلب و ریه، بالا زدن لباس بیمار و … باید ازش اجازه بگیرید، چون همه ی اینها می تونه امتیاز مثبت یا منفی داشته باشه. پس در این امتحان کل شخصیت و دانش و مهارت و خلاصه همه چیز شما به عنوان یه پزشک زیر ذره بینه!  یه چیز دیگه که در STEP 2 CS کار رو مشکل می کنه اینه که در این مرحله بازیگر درست دست می ذاره رو مسائل حساس، مثلاً ممکنه عصبانیتون کنه یا نقش یه مریض تصادفی رو بازی کنه و شما در معاینه حدس می زنین که شاید طحالش پاره شده باشه یا ضربه مغزی شده باشه و تو همین حین بر می گرده با یه لحن مظلومانه ای میگه: میشه لطفاً یه لیوان آب به من بدید؟… شما می دونید که به چنین بیماری نباید آب داد چون احتمال اینکه به جراحی نیاز پیدا کنه بالاست و باید NPO باشه، اما آیا اون لحظه با دیدن لبهای خشک و لحن مظلومانه ش و استرس امتحان و اینکه باید مؤدب و دست به سینه هم باشید یادتون می مونه نباید بهش آب بدید؟!….

STEP 3 برای ورود به رزیدنتی لازم نیست اما برای طبابت در آمریکا لازمه. خیلی ها اون رو در پایان سال اول رزیدنتی میدن چون برای موفقیت در این امتحان باید از سیستم پزشکی و بیمارستانی آمریکا به خوبی آگاه باشین. در این مرحله که به صورت کامپیوتری برگزار میشه تقریباً میشه گفت “دکتربازی” می کنید!! یه مریض اورژانسی به شما تحویل میدن و باید مدیریتش کنید. باید بدونید کی مریض رو به بخش منتقل کنید، چه آزمایشاتی براش درخواست بدید، چه سوالاتی ازش بپرسید، با چه متخصصینی مشاوره بدید و … خلاصه اینکه یه management کامل باید داشته باشید. ممنکه اگه اشتباه کنید یه دفعه یه پیغام براتون ظاهر بشه که: “متاسفم، بیمار شما فوت کرد!!!” و اون موقع آدم نمی دونه بخنده یا گریه کنه!!!!

موقع ثبت نام در امتحانات باید یه دوره سه ماهه مشخص کنید که در اون زمان قادر به امتحان دادن هستید، مثلاً Jan-Feb-Mar، و ECFMG به شما خواهد گفت که در این دوره چه روزهایی و در کجا امتحان برگزار میشه. وقتی تاریخ قطعی رو انتخاب کردید دیگه نمی تونید تغییرش بدید مگه با شرایط خاص که باید در راهنما مطالعه کنید. امتحانات STEP 1 و STEP 2 CK در خیلی از کشورها برگزار میشه، لیست کشورها رو می تونید در راهنماهایی که پایین لینکشونو دادم پیدا کنید. اما STEP 2 CS فقط در آمریکا برگزار میشه اونم در چند شهر خاص. امتحانات USMLE رو به هر ترتیبی که مایل باشید می تونید بدید اما به هر حال از اولین تا آخرین امتحان نباید بیشتر از 7 سال طول بکشه.

من اینجا یه سری اطلاعات کلی دادم اما از اونجا که این امتحانات قوانین زیادی دارن حتماً قبل از ثبت نام Information Booklet و USMLE Bulletin of Information، و بسته به نوع امتحان، اطلاعات  STEP 1 یا STEP 2 یا STEP 3 رو مطالعه کنید. 

   + صبا ; ٢:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۱٢
    پيام هاي ديگران ()

MCCEE

این پست، یکی از همون موضوعاتیه که از مدتها پیش به دوستان پزشک قولش رو داده بودم. در این پست قصد دارم در مورد امتحانات پزشکی در کانادا و در رأس اونها MCCEE یا همون Medical Council of Canada Evaluating exam صحبت کنم. دوستان پزشک می دونن که این اولین امتحان ارزیابی مدرک تحصیلی پزشکان در کاناداست. در واقع این امتحان مشخص می کنه که آیا شما صلاحیت شرکت در امتحانات بعدی رو دارید یا نه.    

سازمان نظام پزشکی کانادا عهده دار اعطای مجوز (پروانه) پزشکی به پزشکانیه که در خارج از آمریکا و کانادا تحصیل کردن. به این پزشکان در اصطلاح IMG یا International Medical Graduates و به پروانه پزشکیش LMCC یا Licentiate of the Medical Council of Canada میگن. برای گرفتن پروانه، باید امتحان MCCEE رو به علاوه امتحانات MCCQE یا Medical Council of Canada Qualifying Exam پاس کرد که این آخری به دو بخش MCCQE I و MCCQE II تقسیم میشه. برای کار کردن در کانادا همین سه تا امتحان به علاوه امتحان TOEFL یا TSE یا زبان فرانسه کافی هستن. گرچه در بر خی استانها مثل نیوفاندلند فقط با داشتن تافل و MCCEE میشه کار کرد. برای دونستن اینکه برای کار در هر استان چه امتحانات یا دوره هایی لازمه اینجا کلیک کنید.    

و اما MCCEE:   

  

 

این امتحان یک امتحان چند گزینه ای هست که به صورت کامپیوتری و به دو زبان انگلیسی یا فرانسه برگزار میشه.  مطالب مورد سوال مختص کانادا نیست،  سوالات در مورد مطالب پایه ای هستند که یک پزشک تازه فارغ التحصیل شده قبل از ورود به دوره انترنی باید بدونه و از دروس علوم پایه هم در صورتی که مرتبط با بالین باشه سوال پرسیده خواهد شد. امتحان در بیش از 500 مرکز در بیش از 70 کشور دنیا و حداکثر 6 بار در سال برگزار میشه . برای دیدن لیست کشورها اینجا کلیک کنید.    

computer-bnased MCCEE تعداد 175 سوال پنج گزینه ای با یک جواب داره که در این زمینه هاست: سلامت کودکان، سلامت مادران، سلامت بزرگسالان،سلامت روان، سلامت جامعه، اخلاق. سؤالاتی هم از پزشکی عمومی (General practice) پرسیده خواهد شد. یکی از نمونه سؤالات رو می تونید اینجا ببینید و برای برگزاری یه MCCEE آزمایشی می تونید به این صفحه برید.    

جالبه که از 175 سوال MCCEE، فقط 150 سوالش امتیاز داره و 25 تای دیگه سوالات بدون امتیاز هستند! درواقع برای کنترل کیفی امتحان و اهداف تحقیقاتی طرح شدند اما شما نمی دونید این 25تا کدوم سوالها هستند و اونها رو لابه لای همون 150تا سوال گنجوندند. بنابراین شما تمام سوالات رو باید جواب بدید. تمام سوالات امتحان از نظر سختی درجه بندی شده اند و در آخر نمره شما بر این اساس محاسبه میشه که در هر سطح سختی به چند سوال جواب دادید. در واقع سوالات ضریب دارن و پاسخ درست به سوالات مشکل نمره بالاتری داره و به سوالات غلط نمره منفی تعلق نمی گیره. بنابراین بهتره حتی اگه جواب رو نمی دونید حدسی یه چیزی بزنید، طبق آمار با احتمال 20% درست در میاد! براساس چیزی که گفته شد، اگه شما 100تا سوال رو درست زدید نمی تونید خودتون رو با فرد دیگری که 100تا سوال رو درست زده مقایسه کنید چون به خاطر اعمال ضریب به احتمال زیاد نمراتتون متفاوت خواهد بود. نمره ی قبولی 250 هست اما آمارها نشون دادن هرچی فرد نمره ش در این امتحان بالاتر باشه (مخصوصاً بالای 350) احتمال قبولیش در مراحل بعدی بیشتره. این جدول رو ببینید (روی تصاویر کلیک کنید تا بزرگتر ببینید):    

 

در این جدول 271 نمره میانگین افراد شرکت کننده است. درصدها نشون دهنده درصد افرادیه که نمره شون کمتر از عدد ذکر شده ست. می تونید ببینید که 100% شرکت کننده ها نمره شون کمتر از 450 بوده، و همین مساله مشکل تر بودن امتحان رو نسبت به USMLE نشون میده.

     

منابع امتحان رو در اینجا می تونید ببینید. گرچه، اکثر افراد ترجیح میدن Toronto notes، کاپلان، Blue prints و کتابهای خلاصه دیگه رو برای امتحان مطالعه کنند چون این رفرنس ها واقعاً زیادن و خوندنشون آسون نیست. زمانهای امتحان و قیمتها رو برای سال 2010 در شکلهای زیر ببینید:    

    

    

 نحوه ثبت نام برای MCCEE رو اینجا ببینید.  

پ.ن. دوستان عزیز این مطلب گرچه زیاد نیست اما برای جمع و جور کردنش وقت زیادی گذاشتم. ممنون میشم اگه خواستید جایی اون رو بیارید حتماً به منبعش هم اشاره کنید.

   + صبا ; ٢:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٤
    پيام هاي ديگران ()

تصمیم تازه

چند ماهه به این فکر می کنم که بهترین برنامه برای رسیدن به بهترین نتیجه در بلاد غربت برای ما پزشکای جوانی ندیده و درد دوری کشیده و بسیار مشقت و خواری دیده چیه! به هر حال همونطور که دانش آموز مهاجر عزیز با این سن کمش به خوبی تفسیر کرده موندن ما رو به کمال مطلوب نمی رسونه، و خوب، مدتیه که رفتن رو انتخاب کردیم. اما اینکه در خارج از وطن چطور با همه ی مشکلات و تغییرها کنار بیایم خودش یه مسأله ی مهمه. مسلماً مهمترین دغدغه ی همه ی مهاجران داشتن کار مناسبه، و این دغدغه برای کسانی که مثل پزشکان دارای شغلهای regulated هستند بیشتره. چون باید مراحل طولانی و سختی رو برای شروع به کار متناسب با رشته شون بگذرونن.

درمورد پزشکی، دو کشور آمریکا و کانادا مهمترین گزینه های من بودند، به این خاطر که در مقایسه با سایر کشورها وضعیت درآمد و سطح زندگی پزشکان در این دو کشور خیلی بالاتره و در ضمن در این دو کشور آشنا و فامیل زیاد داریم که تجربه ها و خاطراتشون به من دید خوبی داده بود. مزیت کانادا راحت تر بودن مهاجرتش و بالاتر بودن سطح رفاه عمومی و قوانین راحت ترش برای مهاجران،  و مزیت آمریکا آسونتر بودن امتحانات و ورود به سیستم پزشکیش و درآمد نسبتاً بالاتر پزشکانه. به همین دلیل بین این دو نتونستم انتخاب برتری داشته باشم و تصمیم گرفتم تا جایی که میشه هر دو رو با هم پیش ببرم. این بود که هم برای مهاجرت کانادا اقدام کردم و هم اینکه تصمیم دارم هرسال برای لاتاری Green Card نام نویسی کنم تا هیچ شانسی رو از خودم نگرفته باشم.

اما تصمیم مهم تر و مشکل تر این بود که، حالا کدوم دسته از امتحانات پزشکی رو اول بدم؟ امتحانات USMLE (آمریکا) که آسونترند ولی نمرات بالاتری نیاز دارند و معلوم نیست که من کی بخوام برم آمریکا؟ یا امتحانات MCC (کانادا) که مشکل ترند و زمان بیشتری نیاز دارند اما احتمال رفتنم به کانادا در حال حاضر بیشتره؟ با در نظر گرفتن قیمت بالای ثبت نام امتحانات (حدود 1000$ ثبت نام هر امتحان) و نیازمون به کار کردن در ابتدای مهاجرت، مدتی تصمیم گرفته بودم که فعلاً برای امتحانات کانادا بخونم تا بعد ببینم چی پیش میاد و سر فرصت امتحانات آمریکا رو هم بدم. اما اخیراً تصمیم گرفتم که اول برای امتحان USMLE Step 1 خودم رو آماده کنم و اگه بشه تا وقتی ایران هستم برم دوبی و امتحانشو بدم، و بعد برای USMLE Step 2 و MCCEE همزمان شروع به خوندن کنم و هر دو رو در کانادا (به امید خدا) ثبت نام کنم و امتحان بدم *. فایده ش اینه که دستمون برای تصمیم گیری خیلی باز خواهد بود و هر زمان می تونم تصمیم بگیرم که برای ادامه تحصیل و کار می خوام در کانادا بمونم یا در آمریکا. دیروز با همسرم در این مورد صحبت کردیم و به توافق رسیدیم که من هر روز وقتی از سر کار رفتم خونه 2 ساعت استراحت کنم و بعدش شروع به خوندن کنم تا 11 شب. همسر عزیزم هم قول داد که مثل امتحان IELTS کاملاً من رو support کنه و همه ی کارهای خونه رو انجام بده و نذاره دست به سیاه و سفید بزنم. طفلی موقع امتحان IELTS هم همه ی کارهای خونه رو انجام داد و هی برام خوراکی می آورد و هر جا می خواستم برم منو می رسوند که مبادا یک ثانیه م هدر بره. خدا رو شکر با 7 شدن امتحان تونستم از زحمتهاش تشکر کنم. امیدوارم این راه رو هم به خوبی بتونیم طی کنیم.

* برای دوستانی که پزشک نیستن یه توضیح بدم: دوره تحصیل پزشکی دو دوره داره، 5 ترم اول علوم پایه است که شامل فیزیولوژی، بیوشیمی، آناتومی و …. هست و دانشجویان توی اون دوره در مورد بیماریها و علم پزشکی چیزی نمی خونن، و دوره بعدی که بالینیه و همراه با حضور در بیمارستان، دانشجویان در مورد بیماریها، معاینات بالینی، درمان و … یاد می گیرند. در امتحان USMLE Step 1 از دروس علوم پایه سوال میدن و یه گوشه چشمی هم به بالین دارن اما در USMLE Step 2 و تمام امتحانات MCC از مباحث بالینی سوال طرح میشه هر چند شاید دونستن علوم پایه کمک کنه امتحانات رو بهتر پاس کنید. در مورد این امتحانات بیشتر توضیح خواهم داد.

از دوستان پزشک و غیر پزشک ممنون میشم اگه نظری دارن یا پروسه بهتری برای طی کردن مسیر به ذهنشون می رسه نظرشون رو بگن.

   + صبا ; ٢:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٢٧
    پيام هاي ديگران ()

مثلث حیات

مقاله ای در مورد زلزله و کاهش خطراتش در وبلاگ Health, Safety, Environment می خوندم که به نظرم جالب و مفیده و منطقی تر از روش هایی که تا حالا شنیدیم به نظر می رسه. اینجا می ذارمش بد نیست شما هم بخونید:

روش مثلث حیات (Triangle Of Life ) برای حفظ جان در زمان بروز زلزله

  مقاله ای که در زیر ملاحظه می فرمائید توسط آقای doug copp  در خصوص کاهش خسارات جانی در هنگام وقوع زلزله ارائه شده است این مقاله در روزنامه ایران نیوز 6 مارس 2005 چاپ شده بود که توسط اداره کل تاسیسات برقی مدیریت انرژی ترجمه و جهت بهره برداری بشرح ذیل ارائه می گردد.

 انتظار می رود که این متن بتواند اطلاعات مفیدی را در اختیار خوانندگان محترم  قرار دهد.

نام من doug copp و رئیس گروه نجات و مدیر تیم آمریکائی نجات بین المللیARTI)  American Rescue Team International هستم. این تیم از مجربترین گروه های نجات می باشد . نوشته های متن زیر می تواند جان افراد زیادی را در هنگام وقوع زلزله از مرگ نجات دهد. من به درون 875 ساختمان       فرو ریخته ناشی از زلزله خزیدم و با گروه هاای نجات 60 کشور کار کرده و در تعداد زیادی ازکشورهای جهان گروههای نجات را سازماندهی نمودم و عضو گروه نجات خیلی از این کشورها هستم . همچنین به مدت دو سال به عنوان کارشناس سازمان ملل در زمینه تخفیف فاجعه (UNX051-UNIENET) بودم و  از سال 1985 به بعد در صحنه بلایای طبیعی عمده جهان بجز مواردی که فاجعه آنی بوده  ، شرکت داشتم .

       در سال 1996 ما یک فیلم مستند ساختیم که صحت متدولوژی ارائه شده توسط بنده را تایید می کرد . دولت مرکزی ترکیه و مقامات محلی و دانشگاه شهر استانبول در تهیه و فیلم برداری از این آزمایش علمی و عملی با تیم ARTI همکاری داشتند.  ما یک مدرسه و یک خانه را با 20 مانکن در داخل آن فرو ریختیم ، 10 مانکن را بصورت (Duck And Cover) (خمیده و پنهان شده )و10 مانکن دیگر را به روش بقای خودم تحت نام ((Triangle Of Life )مثلث حیات) استفاده کردیم. پس از فرو ریختن ناشی از زلزله مصنوعی ، ما به درون آوارها خزیدیم و وارد ساختمانها شدیم تا نتایج آزمایش را فیلمبرداری و مستند کنیم در این فیلم که فنون زنده ماندن خود را تحت نظارت مستقیم و شرایط علمی مرتبط با ریزش آوار تمرین نمودیم به روشنی نشان می دادآنهائی را که از روش (Duck And Cover) ( خمیده و پنهان شده ) استفاده کردند، شانس زنده ماندن آنها صفر درصد و برای آنهائی که از روش ما )مثلث حیات) استفاده کردند، 100 درصد بود.این فیلم در ترکیه و کشورهای اروپائی توسط میلیونها تماشاچی دیده شد و در ایالات متحده و کانادا و آمریکای لاتین هم از طریق تلویزیون به نمایش گذاشته شد.

    اولین ساختمانی که بداخل آن خزیدم ، مدرسه ای در شهر مکزیکوسیتی و درجریان زلزله سال 1985 بود همه بچه ها در زیر میزهایشان بودند و همگی تا ضخامت استخوانهایشان در هم کوبیده شده بودند . آنها می توانستند زنده بمانند اگر در کنار میزهایشان و در راهروی بین میزها دراز می کشیدند. کاری که انجام داده بودند غیر معقول و غیر ضروری بود و در تعجب بودم که چرا آنها در راهروها نبودند. من آن موقع نمی دانستم که به آنها گفته شده بود که خود را زیر چیزی پنهان سازند.

       بسادگی می توان دریافت ، هنگامیکه ساختمانها تخریب می شوند وزن سقف که بر روی اشیاء و مبلمان فرود می آید ، آنها را درهم می کوبد و فضای خالی ای را در کنار آنها ایجاد می نماید این فضا همان چیزی است که من به آن مثلث حیات((Triangle Of Life می گویم هر اندازه اشیاء بزرگتر و محکم تر باشند کمتر فشرده می شوند و هر اندازه کمتر فشرده شوندفضای خالی که احتمال زنده ماندن افرادی را که به آن پناه می برند بیشتر می شود  یک بار دیگر می توانید ساختمان فرو ریخته را در تلویزیون نگاه کنید مثلث هایی را که شکل گرفته اند را شمارش کنیدآنها در اکثر نقاط وجود دارند و از معمول ترین  اشکالی هستندکه در داخل آوارها به راحتی می توانید مشاهده نمایید.

من کارکنان سازمان آتش نشانی شهر ((Trujillo تروجیلو(با جمعیتی 750،000 نفری) را برای چگونه زنده ماندن و محافظت و نجات خانواده هایشان در هنگام وقوع زلزله آموزش دادم. رئیس آتش نشانی شهر((Trujillo تروجیلو که خود استاد دانشگاه این شهر هم می باشد همواره مرا همراهی می کرد و خود گواه حوادث اتفاق افتاده بود.مطلب ذیل گفته او می باشد

“نام من روبرتو روزالس است هنگامیکه 11 ساله بودم در اثر بروز زلزله سال  1972که بیش از 70،000 نفرتلفات داشته است ، در داخل ساختمان فروریخته بدام افتادم وآنچه باعث نجاتم گردید مثلث حیاتی بود که در کنار موتورسیکلت برادرم بوجود آمده بود. کلیه دوستانم که در زیر میز یا تخت رفته بودند در زیر آنها له شده و جانشان را از دست داده بودند. من مثال زنده ای از ((Triangle Of Life ( مثلث حیات ) هستم و دوستانم مثالی از (Duck And Cover) ( خمیده و پنهان شده ) که همگی جانشان را از دست دادند.”

نکات و توصیه هاب مهم آقای doug copp

 

1-   در هنگام بروز زلزله و فرو ریختن ساختمان هر کسی که از روش (Duck And Cover) ( خمیده و پنهان شده ) استفاده کند بدون استثناء و همواره محکوم به مرگ است . افرادی که زیر اشیائی نظیر میزها و اتومبیلها می روند در همانجا له می شوند.

2-   سگها و گربه ها و بچه ها همگی آنها  اغلب بصورت طبیعی در وضعیت جنینی که در رحم قرار دارند ، خم می شوند و شما هم باید همین طور عمل کنید. این غریزه طبیعی ایمنی و اصل بقاء است . شما می توانید با همین شیوه در فضای خالی کوچکتری زنده بمانید. پس در زمان بروز زلزله سریع خود را کنار اشیاء بزرگ ، مانند کاناپه بزرگ و یا اجسام محکمی که در مقابل ضربه کمتر فشرده می شوند و فضای خالی در مجاور خود باقی می گذارند ، قرار دهید.

3-   ساختمان های چوبی از ایمن ترین نوع ساختمانها محسوب می شوند که می توانید در هنگام وقوع زلزله در داخل آنها باشید ، دلیل آن ساده است چونکه چوب قابل انعطاف  بوده و با نیروی زلزله به راحتی حرکت می کند . اگر ساختمان چوبی فرو ریزد فضاهای خالی بزرگی  ایجاد می شود . همچنین ساختمانهای چوبی دارای وزن متمرکز شده و خرد کنندگی کمتری هستند. ساختمانهای آجری می توانند در حد قطعات آجر متلاشی شوند و آجرها منجر به بروز صدمات زیادی می شوند البته  اجساد له شده ناشی از فرو ریختن آنها از صدمات حاصل از فرو ریختن  قطعات بتنی بزرگ کمتر می باشد.

4-   اگر زلزله درهنگام شب  و زمانی که شما در رختخواب خود هستید اتفاق بیفتد کافی است  از روی تخت به پایین بغلتید ، یک  فضای ایمن و مناسب در اطراف تخت وجود دارد . هتلها می توانند نرخ زنده ماندن ساکنان خود را  در هنگام وقوع زلزله ، با نصب تابلوی راهنما در پشت درب  اتاقها و اطلاع رسانی به ساکنان مبنی بر اینکه ” در هنگام وقوع زلزله روی زمین کنار تختخواب دراز بکشید” افزایش دهند.

5-   اگر شما هنگام وقوع زلزله در حال تماشای تلویزیون هستید و فرار از در یا پنجره برایتان بسادگی امکانپذیر نیست ، در وضعیت  جنینی در کنار کاناپه یا صندلی بزرگ خم شوید.

6-   هر کسی که در زمان وقوع زلزله در زیر درب قرار گیرد محکوم به مرگ است . چونکه اگر در هنگامی که زیر درب قرار دارد ، چهار چوب  اطراف درب  به سمت جلو وعقب بیافتد ، زیر مصالح ساختمانی بالای چهار چوب درب له خواهد شد و اگر ستونها به طرفین بیفتند در این حالت توسط آنها به دو نیم خواهد شد لذا در هر دو صورت جان خود را از دست خواهد داد .

7-   هرگز در هنگام وقوع زلزله بر روی پله ها نروید چونکه پله ها دارای گشتاور فرکانسی متفاوتی هستند و لذا مجزا از تنه اصلی ساختمان نوسان می کنند. به عبارتی پله ها و بقیه ساختمان با همدیگر برخورد می کنند تا اینکه شکست سازه ای در پله رخ دهد و کسانی که روی پله هستند قبل از اینکه پله خراب شود توسط گامهای پله گرفتار شده و بصورت وحشتناکی قطع عضو خواهند شد . در هنگام زلزله حتی اگر ساختمان فرونریزد باز هم از پله ها دور بمانید چونکه پله ها از مناطقی هستند که احتمال تخریب بیشتری دارند حتی اگر پله ها توسط زلزله فرو نریزد ممکن است در اثر وزن ازدحام زیاد افرادی که فریاد کشان از روی آن در حال فرار هستند فرو بریزد. پله ها باید پس از وقوع زلزله هر چند که ساختمان آسیب ندیده باشد از نظر ایمنی مورد آزمایش قرار گیرند .

8-   به دیوارهای محیطی ساختمان نزدیک شوید و یا در صورت امکان به بیرون از آنها بروید. هرچه داخل تر و دور تر از دیوارهای محیطی ساختمان باشید احتمال اینکه راه گریز شما مسدود شود بیشتر خواهد بود.

9- کسانی که در هنگام وقوع زلزله در خیابانها داخل خودروی خویش می مانند وقتی که خیابان طبقه فوقانی روی آنها خراب می شود( در اتوبانهای دو طبقه ) ، جان خود را از دست می دهند. این دقیقآ همان چیزی است که در آزادراه نیمیتز (Nimitz Freeway) رخ داد و قربانیان زلزله سانفرانسیسکو همگی در داخل خودروی خود به هنگام زلزله باقی ماندند و همگی کشته شدند . آنها می توانستند زنده بمانند اگر از خودرو خارج شده و در کنارآن نشسته و یا دراز کشیده بودند.کلیه خودرو های له شده  بجز خودروهائی که ستونهای پل مستقیمآ روی آنها سقوط کرده بود، دارای فضای خالی ای به ارتفاع 90 سانتی متر در اطراف خود بودند.

10 – از خزیدن  در داخل خرابه های دفاتر روزنامه ها و یا اداراتی که کاغذهای انباشته زیادی در آنها وجود داشته است ، دریافتم که کاغذ دارای خاصیت ارتجاعی بوده و چندان فشرده نمی شوند لذا فضاهای خالی زیادی در اطراف بسته های کاغذ بوجود می آید که می تواند در زمان زلزله مورد استفاده قرار گیرد .”

   + صبا ; ٢:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
    پيام هاي ديگران ()

تغییر جدید – تمکن مالی

قابل توجه دوستان مهاجر: مبلغ مورد نیاز برای اثبات تمکن مالی (تاییدیه بانکی) تغییر کرده و کمی زیادتر شده. این مبلغ تا پایان سال 2010 معتبره.

مباالغ  جدید رو در جدول زیر ببینید:

 

از امیر عزیز ممنونم که خبر این تغییر رو دادن.

   + صبا ; ٢:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱۸
    پيام هاي ديگران ()

مدیکال!

آدم گاهی از شدت انتظار و فکر کردن به سرش می زنه دیگه!!! اینم از افاضات جدید اینجانب:

 

یک روز سراغ نام من می آیی

سیمرغ صفت به بام من می آیی

ای قرعه ی فال، نام  ِنیکت مدیکال

من می دانم، به کام من می آیی

لبخند

   + صبا ; ٢:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱٧
    پيام هاي ديگران ()

رتبه بندی شهرهای کانادا از نظر اقتصادی

اخیراً بانک CIBC رتبه بندی جدید شهرهای کانادا رو از نظر اقتصادی اعلام کرده، رتبه بندی جدید اینه:

 

(December 2009 (June 2009

1. (5) Halifax

2. (1) Regina

3. (4) Saskatoon

4. (8) Sherbrooke, Que.

5. (3) St. John’s, N.L.

6. (4) Saint John, N.B.

7. (2) Toronto

8. (6) Winnipeg

9. (7) Quebec

10. (14) Montreal

11. (10) Ottawa

12. (13) Vancouver

13. (9) Edmonton

14. (15) Hamilton

15. (12) Calgary

16. (11) Kitchener, Ont

17. (21) Trois-Rivieres, Que

18. (22) Saguenay, Que

19. (17) Kingston, Ont

20. (19) London, Ont

21. (18) Sudbury, Ont

22. (24) Windsor, Ont

23. (23) St. Catharines-Niagara. Ont

24. (20) Victoria

25. (25) Thunder Bay, Ont

همونطور که می بینید اعداد داخل پرانتز مربوط به رتبه بندی 6 ماه پیش این شهرهاست.

منبع فارسی خبر: سایت خدمات مهاجرتی کنپارس

منبع انگلیسی خبر: canada.com

   + صبا ; ٢:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۸
    پيام هاي ديگران ()

فایل نامبر دمشق

بالاخره بعد از 93 روز از تاریخ رسیدن مدارک ما به دمشق و دو بار ایمیل زدن به سوریه مبنی بر نرسیدن فایل نامبر دوم، امروز یه ایمیل زدن که بابا، فایل نامبر شما اینه!

چیزهای دیگه ای هم در ایمیل نوشتند از جمله خبر دریافت رسید پول واریزی و اینکه متوسط زمان پروسه در ویزا آفیس دمشق 12 ماهه و اگه تا 12 ماه خبری نشد با ما تماس بگیرید ولی قبل از اون لطفاً شکیبا باشید و هی ایمیل نزنید!!

و اینکه اگه قرار باشه برای مصاحبه دعوتتون کنیم 2ماه قبلش بهتون خبر میدیم، و اگه قرار شد برای مصاحبه بیاید حتماً با تمام اعضای خانواده که قصد اومدن دارن بیاید وگرنه پروسه تکمیل نمیشه. در ضمن اگه شما یا یکی از افراد درخواست دهنده در واقع ساکن محدوده ی کاری دمشق نیستید ممکنه پروسه تون مدت بیشتری طول بکشه.

نکته ی مهمی که در این ایمیل گفته شده اینه که توی زمان باقیمانده تا تصمیم نهایی ویزا آفیس، سعی کنید در مورد کانادا و کار و زندگی در اونجا اطلاعات کسب کنید. بیشتر شغلها در کانادا regulated نیستند یعنی صلاحیت و میزان مهارت شما در کار توسط کارفرما تعیین میشه اما برای شغلهای regulated مثل پزشکی، باید یه سری ارزیابی هایی صورت بگیره تا معلوم بشه آیا مهارتها و دانش شما مطابق با نیاز کانادا هست یا نیاز به آموزش بیشتری دارید.

دو سایت مفید هم معرفی شده، یکیشون سایت www.credentials.gc.ca مربوط به اداره مرجع مدارک خارجی (Foreign Credentials Referral Office) هست و دیگری www.directioncanada.gc.ca که اطلاعات مفیدی راجع به زندگی و کار در کانادا داره.

بهتره از همین حالا شروع کنید و این سایتها رو مطالعه کنید.

یه خبر جدید هم توی سایت ایرانتو دیدم که چون به نفع ساسکاچوانه اینجا میذارمش!!

“ایرانتو: محدود شدن فرصت های شغلی و کاهش بهای انرژی باعث شده، آلبرتا جایگاه قبلی خود برای جویندگان کار در کانادا را از دست بدهد.
برای بیش از ده سال، اقتصاد در حال رشد آن ایالت که ناشی از منابع نفتی موجود بوده، صدها هزار نفر را از ساسکچوان، نیوفانلند و سایر مناطق کشور بخود جلب کرده است.

اما گزارش سه ماهه سوم اداره آمار کانادا  حاکی از آن است که شمار افرادی که آلبرتا را به مقصد سایر ایالت ها ترک کرده اند بیشتر از کسانی است که به آن استان عزیمت کردند.

این اتفاق برای اولین بار از سال 1994 اتفاق افتاده است.

افزایش بهای نفت باعث شده بود، این ایالت سالانه 50،000 نفر را از بین مهاجران جدید و یا سایر مناطق کشور به خود جلب کند و در حالیکه بیکاری در آن استان برای مدت های متمادی در کمترین حد قرار داشته، اما هم اکنون در همسایگی آن یعنی ساسکچوان، نرخ بیکاری 2درصد کمتر از آلبرتا شده است.

گفته می شود، بحران اقتصادی اخیر باعث شد، بسیاری از افرادی که به آلبرتا مهاجرت کرده بودن به یکباره بیکار شوند و با بازگشت آنها به محل زندگی قبلی شان، جمعیت استان شاهد سیر نزولی گردید.

این در حالیستکه هنوز هزینه زندگی در آلبرتا به نسبت سایر استان ها بیشتر است.

کارشناسان با توجه به رشد فرصت های شغلی در سال جاری به میزان 13،000 مورد، پیش بینی کرده اند که با بازگشت وضعیت انرژی به حالت عادی، طی دو سال آینده، مشکل بیکاری در آلبرتا نیز حل گردد.

هم اکنون آلبرتا به یمن ورود تازه واردین، از رشد جمعیتی مناسبی برخورد است و از نظر رشد اقتصادی نیز پس از بریتیش کلمبیا و ساسکچوان، در رده سوم کشوری قرار دارد”

   + صبا ; ٢:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۳
    پيام هاي ديگران ()

گام چهارم – فرستادن مدارک به سوریه

همونطور که در گام سوم گفتم، حدود 3-1 ماه بعد از اینکه مدارک رو برای سیدنی در کانادا فرستادید فایل نامبر براتون ایمیل میشه و اگه از بررسی های اولیه سربلند بیرون اومده باشین میگن تا 120 روز دیگه مدارکتون رو برای سفارت کانادا در دمشق (سوریه) بفرستید. در این پست در مورد فرستادن مدارک به سوریه و اینکه چه مدارکی مورد نیاز هستن صحبت می کنم.

در اولین قدم چک لیست ارسال مدارک رو از سایت اداره مهاجرت دانلود کنید و به دقت بخونید. چون این مرحله و مدارکی که باید فرستاده بشه برای افراد مختلف می تونه کاملاً متفاوت باشه، گرچه من به صورت کلی مطالب رو تا جایی که عمومیت داشته باشه میگم. علاوه بر اون، فرمهایی در این چک لیست هست که باید اونها رو هم پر کنید و بفرستید.

در این چک لیست ابتدا تاکید کرده که بجز Police certificate یا همون گواهی عدم سوءپیشینه (و البته مدرک IELTS) هیچ مدرکی رو به صورت اصل (original) نفرستید، و هر مدرکی رو که به زبان انگلیسی یا فرانسه نیست، ترجمه رسمی کنید و یه کپی هم ضمیمه ش کنید، البته خود دارالترجمه ها این کارو می کنن.

در این فرم شما فقط باید مواردی رو تهیه و ارسال کنید که جلوشون حرف F نوشته شده، و مدارک مربوط به شهروندان ایرانی.

مواردی که باید ارسال کنید اینها هستند:

 

  1. فرمها: اگه یادتون باشه در گام دوم گفتم که یه نسخه از فرمهایی که به سیدنی می فرستید نگه دارید. همون فرمهایی رو که برای اداره مهاجرت در سیدنی فرستادید باید دوباره برای دمشق هم بفرستید. اینکه تاریخش مال اون موقع باشه یا الان ظاهراً اهمیتی نداره، فقط اگر احیاناً خواستید تغییری در مطالب فرمها بدید حتماً موقع ارسال یه نامه روی فرمها بذارید و بنویسید که چه مطلبی تغییر کرده و اگه موضوعیت داره بنویسید چرا تغییرش دادید. لیست فرمها رو یه بار دیگه میارم:
    • Application for Permanent Residence in Canada: پر شده توسط متقاضی اصلی
    • Schedule 1: Background Declaration : پرشده توسط تمام متقاضیان 18 سال و بالاتر
    • Schedule 3: Economic Classes – Federal Skilled Workers : پر شده توسط متقاضی اصلی
    • Additional Family Information: پرشده توسط تمام متقاضیان 18 سال و بالاتر
    • Use of a Representative: یه نسخه از این فرم رو فقط در صورتی پر کنید که وکیل داشته باشید (منظورم صرفاً وکیل نیست، حتی اگه مثلاً آدرس برادرتون رو در کانادا دادید که با ایشون مکاتبه این فرم رو باید پر کنید) سایرین لازم نیست این فرم رو پر کنند.
  2. مدارک شناسایی، اقامتی و …: شامل شناسنامه، کارت ملی، عقدنامه، طلاق نامه، فوت همسر و مدارک افرادی از اعضای خانواده که مقیم کانادا هستند البته منظورم عمه و خاله و … نیست، منظور از خانواده همسر و فرزندان هستند.
  3. اطلاعات فرزندان: شامل شناسنامه و مدارک تحصیلی برای فرزندان بالای 22 سال که در حال تحصیلند.
  4. مدارک سفر: یک کپی از دوصفحه اول پاسپورت تمامی اعضا که مشخصات، عکس، تاریخ انقضا و … داره و یه کپی از ویزا و مدارک اقامتی در صورتی که در کشوری بجز کشور محل تولدتون زندگی می کنید.
  5. مدارک داشتن فامیل در کانادا: اگه در فرمهای اولیه ادعا کردید که خودتون یا همسرتون در کانادا دارای اقوام درجه یک هستید (والدین، فرزندان، مادربزرگ، پدربزرگ، نوه، خواهر یا برادر ناتنی، خواهر، برادر، خاله، عمه، عمو، دایی ( همه اینها تنی و ناتنی)، بچه های خواهر و برادر ناتنی، خواهرزاده، برادرزاده) باید مدارکی ارائه کنید که ثابت کنه اونها مقیم یا شهروند کانادا هستند و الان هم در اونجا زندگی می کنند. برای اثبات این قضیه باید اولاً مدارکی مربوط به خویشاوندی با اونها ارائه کنید (مثلاً در مورد خاله، کپی شناسنامه های خاله و مادرتون که نشون میده اونها از یک پدر و مادر هستند کافیه)، ثانیاً ثابت کنید در کانادا به صورت قانونی اقامت دارند (کپی کارت اقامت PR Card یا Citizenship Card) و ثالثاً هنوز هم اونجا زندگی و فعالیت می کنند که برای این مورد آخری قبض تلفن، گاز، یا گواهی انجام کارهای بانکی مناسبه. چیزهایی مثل گواهینامه رانندگی یا کارت بیمه که فعالیت اخیر رو نشون نمیده قابل قبول نیستند.
  6. مدارک تحصیلی: کپی تمام مدارک مربوط به تحصیلات و دوره هایی که شما و همسرتون گذروندید، از جمله مدراک تحصیلی دیپلم و بالاتر، مدارک فنی و حرفه ای، مدارک دوره های گذرونده شده، ریز نمرات دوره های دانشگاهی، و پروانه های شغلی. در مورد پزشکان: مدرک تحصیلی، پروانه دائم، ریز نمرات دانشگاه، اگه می تونید از دانشگاه بگیرید گواهی دوره انترنی، و گواهی پایان طرح (این دوتا آخری به عنوان سابقه کار هم حساب میشه). کپی کارت نظام پزشکی قابل قبول نیست و باید حتماً مدرکتون رو آزاد کنید یا به عبارتی بخرید! قیمت خرید مدرک: 7 سال تعهد دارید که 1.5 سال بابت انترنی ازش کم میشه می مونه 5.5 سال (اونها که با سهمیه منطقه دو قبول شدن دو برابر و منطقه سه، سه برابر میشه، به ترتیب 11 و 16.5 سال!)، به ازای هر سال باید 700هزار توامان بدید. البته هرچی کار کردید در صورتی که بیمه باشید یا در یک موسسه دولتی کار کرده باشید، و دو سال طرح ازاین سالها کم میشه (اگه طرح گذرونده باشید).
  7. سوابق کاری: این قسمت میشه گفت مشکل ترین قسمت کاره، چون باید گواهی کار رو با فرمتی خاص تهیه کنید که به راحتی نمیشه گرفت. مخصوصاً که برای جلوگیری از فرار مغزها به ارگانهای دولتی دستور داده شده که گواهی کار برای سفارتها ننویسند! برای خودتون و همسرتون باید این موارد رو تهیه کنید:
    • قراردادهای کاری کنونی و گذشه با ترجمه انگلیسی یا فرانسه
    • گواهی های کار کنونی و گذشته که در سربرگ شرکت یا موسسه نوشته شده باشه، توش شماره تلفن و فاکس معلوم باشه و مهر شده باشه. نامه ها باید مدت زمان انجام کار، سمت های شما و مدتی که در هر سمت بودید، وظایف و مسؤولیت های اصلی شما در هر سمت، میزان حقوق سالیانه و مزایا، امضای مسؤول مستقیم شما یا مدیر شرکت/مؤسسه، و یک کارت ویزیت از فرد امضا کننده. با توجه به اینکه گرفتن همه ی اینها در سیستم اداری ما بسیار مشکل و گاهی غیر ممکنه، و تازه باید کتمان کنید که برای کجا می خواید، می تونید علاوه بر اینکه سعیتون رو برای گرفتن گواهی ها می کنید، یه نامه هم روش بذارید و بگید از اونجا که دولت دستور داده شرکت ها برای سفارت گواهی کار ندن، نمی تونیم گواهی کار رو طبق فرمتی که شما می خواید فراهم کنیم و گواهی رو طبق فرمت رایج در ایران ارسال می کنیم.
  8. مدرک زبان خارجی: هر زبانی رو که انتخاب کردید باید مدرک تواناییتون رو در اون زبان ارائه بدید. برای انگلیسی General Training IELTS و برای فرانسه TEF. این مدرک باید اصل باشه.
  9. دعوتنامه کار در کانادا: اگه تونستید در کانادا کار پیدا کنید مدارک مربوط به اون رو هم ارائه بدید.
  10. مدارک مربوط به اعضای خانواده که شما رو همراهی نمی کنند: بازهم یادآوری می کنم که خانواده شامل همسر و فرزندان میشه. اگه هر کدوم از اونها به هر دلیلی به همراه شما قصد مهاجرت ندارند، باید در یک نامه کتبی و محضری تایید کنید که شما قصد دارید بدون اونها اقدام به مهاجرت کنید و این رو می دونید که اگه بعداً اونها بخوان بیان باید مجدداً اقدام کنن و شرایط رو جداگانه دارا باشند.
  11. تائیدیه تمکن مالی: شما به عنوان مهاجر باید ثابت کنید که اگه کار پیدا نکنید برای چند ماه اول زندگی توانایی هزینه کردن برای خودتون و خانواده تون رو دارید. برای این منظور بسته به تعداد افراد خانواده مبالغی برای داشتن یک زندگی در سطح ابتدایی تعیین شده که شما باید حداقل این مقادیر رو در هنگام گرفتن تاییدیه بانکی در حسابتون داشته باشین. این مبالغ رو می تونید در جدول زیر ببینید. علاوه بر تائیدیه تمکن مالی باید یه گردش حساب 6 ماهه هم از بانک بگیرید. گردش حساب 6 ماهه برای اینه که مطمئن بشن پول مال خودتونه و از کسی قرض نگرفتین و یه وقت با جیب خالی نرین کانادا بیچاره بشین! بنابراین اگه اخیراً مبلغ زیادی پول به حسابتون واریز شده (تعریف مبلغ زیاد و اخیراً ذکر نشده!) به دردسر می افتید و باید یه سند رسمی مبنی بر فروش کالایی که مال خودتون بوده یا به ارث رسیدن مبلغ یا چیزهایی از این قبیل تهیه کنید و ضمیمه کنید تا ثابت بشه پول مال خودتونه. بهتره اگه حساب پری ندارید از قبل به این فکر باشید و کم کم حساب رو پر کنید تا زمان گرفتن تائیدیه. گرچه بعدها هم باز ممکنه 3-2 بار تائیدیه بخوان پس بهترین حالت اینه که کلاً حساب خوبی داشته باشید و خالیش نکنید. در ضمن، تائیدیه رو یه سری از بانکها مثل بانک سامان خودشون به انگلیسی میدن اما در صورتی که به فارسی بهتون دادن باید ترجمه ش کنید. یه نکته دیگه اینکه موقع تائیدیه گرفتن بگین قیمت برابری دلار کانادا و ریال رو در همون روز براتون بزنن تا اگه قیمت دلار باز بالاتر رفت نگن پولتون کمه!

حداقل مبلغ مورد نیاز برای اثبات تمکن مالی

  1. گواهی عدم سوء پیشینه: به مراکز 10+Police مراجعه کنید و درخواست بدید. اومدنش ممکنه تا 2 هفته طول بکشه و مدت زیادی هم اعتبار نداره، بنابراین بهتره درخواستش رو حدود سه هفته قبل از ارسال بدید. یه هفته هم واسه ترجمه ش اضافه کردم!
  2. گواهی پرداخت پول: این همون پولیه که قبلاً پرداخت کردید، پس فقط تائیدیه رسید پول که داخل متن ایمیل فایل نامبر هست و کپی مانی اوردر یا هر چیز دیگه ای که دارید کفایت می کنه. اسمتون رو پشتش بنویسید و امضا کنید.
  3. عکس: 6 تا عکس 3.5×4.5 زمینه سفید و پشت نویسی شده (اسم و تاریخ تولد).
  4. چک لیست: همین چک لیستی که اون اول گفتم دانلود کنید. مدارکی رو که گذاشتید توی خونه های مربوطه (مشخص شده با حرف F) علامت بزنید و فرم 4 صفحه ای رو که آخر ش داره پر کنید. این فرم بیشتر مربوط به جزییات سربازی و سفرهای خارج از کشوره.
  5. مدارک مربوط به ایرانیان: این مدارک چیز خاصی نیستن، فقط تاکید کرده که کپی شناسنامه ی همه افراد متقاضی مهاجرت باید ضمیمه بشه، مدارک تحصیلی متقاضی و همسر و بچه های بالای 22 سالشون باید باشه، کپی کارت پایان خدمت اونهایی که دارن، کپی عقدنامه فرزندانی که ازدواج کرده ن ودر مهاجرت شما رو همراهی می کنن، و کپی ده صفحه اول پاسپورت و صفحاتی که توشون مهر سفر دارن. پاسپورتها باید حداقل سه سال اعتبار و دو صفحه خالی داشته باشن.

مدارک رو با پست های معتبر به آدر زیر بفرستین:

آدرس سفارت کانادا در سوریه

بعد از حدود 30-15 روز یه نامه به وسیله پست براتون میاد که حاوی فایل نامبر جدید شماست (گرچه برای من هیچ وقت نیومد!!)، از حالا پروسه مهاجرتتون شروع شده و اگه مشکلی پیش نیاد و اداره مهاجرت به قولش عمل کنه باید تا حداکثر یک سال دیگه ویزای کانادا دستتون باشه!

   + صبا ; ٢:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٢٥
    پيام هاي ديگران ()

کانادا، بهترین کشور جهان برای کار

در نظرسنجی بانک HSBC، کانادا بهترین کشور جهان برای کار شناخته شد

روی لینک کلیک کنید و مطلب رو از سایت خدمات مهاجرتی کنپارس بخونید.

   + صبا ; ٢:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٢٢
    پيام هاي ديگران ()

لب خند!

fun

این پست هیچ ربطی به هیچی نداره!! فقط چندتا تصویر دیدم و خوشم اومد خواستم شما هم ببینید، شاید یه لبخندی به لبهاتون نشست و من رو هم دعا کردید…!

 

(تصاویر باید متحرک باشند اگه اینطور نیست بگین)

 

  

 

Rate This

 

Quantcast

   + صبا ; ٢:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٢۱
    پيام هاي ديگران ()

نشست G۲۰ در تورنتو

امروز به جای تمام اون 10 روز میخوام پست بذارم!!!

این خبر در سایت کنپارس منتشر شده:

“تورنتو در ماه جون سال ۲۰۱۰میزبان نشست G۲۰ خواهد بود و سران قدرتهای اقتصادی دنیا در تورنتو جمع خواهند شد.”

و نکته ای که به عنوان یک مهاجر یا مسافر باید بهش توجه کنید اینه:

“…اما این اجلاس یک نکته هم برای مهاجرین و مسافرین به تورنتو (و حتی کل کانادا) در سال آینده دارد. از آنجا که علاوه بر هیات‌های عظیم همراه سران، تعداد بسیار زیادی از فعالین سیاسی و کارگری و مخالفان نظم اقتصادی موجود هم برای نشان دادن اعتراضات خود در آن ایام به کانادا خواهند آمد چند اتفاق خواهد افتاد. اول، افزایش ترتیبات امنیتی است که قاعدتاً برای کسانی‌که برای بار اول به کانادا خواهند آمد شدیدتر خواهد بود. این موارد فقط به فرودگاه‌ها و نقاط مرزی خلاصه نخواهد شد و همه مکان‌های حساس نظیر هتل‌ها و اقامتگاه‌ها را در بر خواهد گرفت. مورد دوم کمبود مکان‌های اسکان و اقامت از همه نوع آن است و مورد سوم افزایش موقت برخی از هزینه‌ها نظیر هزینه‌های اقامتی است خصوصاً که ماه جون به طور طبیعی از نظر توریستی ماه پررونقی در کانادا محسوب می‌شود. پس به همه کسانیکه می‌خواهند در آن تاریخ به کانادا و خصوصاً شهر تورنتو بیایند توصیه می‌کنیم که نکات امنیتی را با دقت بیشتری رعایت کنند (مثلاً در محموله‌هایی که با خود همراه می‌آورند)، حتماً مکان اسکان خود را از قبل (و ترجیحاً با یک فاصله حداقل یک ماهه) شناسایی و رزرو کنند و بهتر این است که زمان ورود آنها در فاصله زمانی دو هفته قبل از آغاز و یک هفته پس از پایان کل نشست نباشد. توجه داشته باشید که نشست سران در دو روز انجام می‌شود اما گروه‌های کارشناسی و وزیران مربوطه معمولاً چند روزی قبل و بعد از این زمان در محل اجلاس حضور خواهند داشت.”

   + صبا ; ٢:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/۱٩
    پيام هاي ديگران ()

مالزی

دوستان عزیز تاخیر حدوداً ده روزه ی منو ببخشید راستش مسافرت بودم و به اتفاق همسر گرامی رفته بودیم مالزی. به همین علت توی این پست می خوام قدری در مورد مالزی و مشاهداتم بنویسم.

اول این که من کلاً فکر می کردم مالزی فقط یه کشور سر سبز و قشنگه و واقعاً فکر نمی کردم این همه از ما پیشرفته تر باشه، اما وقتی رفتم فهمیدم که واقعاً از خیلی جهات از ما پیشرفته تره و شنیدم که قصد دارن تا سال 2020 جزو کشورهای جهان اول باشن.

از توی همون فرودگاه اولین چیزی که توجه منو جلب کرد نظم مردمش بود، چیزی که نه تنها روز اول، بلکه سایر روزها هم دیدم و واقعاً لذت بردم. توی یک هفته ای که مالزی بودیم تعداد دفعاتی که دیدم یه ماشین از لاین خودش خارج شد و به لاین کناری رفت (بجز برای رفتن به خیابونهای دیگه) اندازه انگشتهای یه دست هم نبود! و از همه جالبتر اینکه با اینکه بارها توی ترافیک گیر کردیم توی تمام این مدت من فقط 2 بار صدای بوق شنیدم!!! که اونها هم توی ترافیک نبود!! وقتی عابر پیاده می خواست از خیابون رد بشه ماشینها با هر سرعتی که بودن می ایستادن تا عابر پیاده رد شه.

توی مترو و مونو ریل حتی اگه شلوغ هم بود همه صندلی ها پر نمی شد و همیشه جای خالی پیدا می شد، همه می ایستادن چون بالای صندلی ها نوشته بود صندلی ها برای افراد سالخورده، حامله یا ناتوان هستند! توی ایستگاههای مترو همه از دو طرف ِ در صف می کشیدن و به نوبت می رفتن تو و اونها که داخل بودن از وسط می اومدن بیرون.

یه چیز جالب دیگه این بود که همه چیز الکترونیکی بود که من اینو از مالزی انتظار نداشتم! از بلیطهای شهر بازی گرفته (که به صورت دستبند الکترونیکی یا یه ساعت پلاستیکی با تراشه مخفی بود) تا چک پاسپورت توی فرودگاه! افرادی که پاسپورت مالایی داشتن پاسپورتشون رو به یه دستگاه می دادن و چک می شد و رد می شدن، بدون اینکه فردی اونجا حضور داشته باشه و چکشون کنه. خلاصه کلاً کشور پیشرفته ای بود، با اینکه سالها پیش، همون زمانی که ما در اوج دانش و قدرت بودیم اونها به گفته ی خودشون توی غار و روی درختها زندگی می کردن!

فکر می کنم مهمترین منبع درآمد کشور مالزی توریسم باشه و حق هم داره چون اونقدر امکانات و جاهای جذاب و دیدنی فراهم کردن که تو یه هفته نمیشه حتی نصفشون رو دید! و با اینکه دین رسمیشون اسلامه همه کاملاً آزادن و می تونین یه عرب رو که فقط چشماش پیداست در کنار یه دختر با تاپ و شلوارک ببینید! جدا سازی جنسیتی هم که گویا اصلاً ندارن، من اونجا بجز دستشویی (ببخشید!) و رختکن استخر هیچ مکان زنونه مردونه ی دیگه ای ندیدم و خود استخرها هم قاطی بودن.

چندتا از مکانهای دیدنی مالزی که رفتیم اینها بودن: 

  1. رستوران سنتی سالومه (یا سالوما): علاوه بر غذاهای سنتی مالزی رقصهای مختلفی از ملل مختلف داره
  2. A famosa: یه مکان تفریحی بود، میشه گفت یه باغ وحش با حیوانات تربیت شده، البته نه همه شون! نمایشهایی از حیوانات مختلف و رسوم متنوع ملیتهای مالزی  در اونجا برگزار می شد
  3. نمایشگاه های شکلات ساخت مالزی و میوه های بومی اونجا
  4. معبد غارهای باتوکیو (Batu Caves): یکی از معروفترین معابد دین هندو در خارج از کشور هندوستانه و محل زندگی اجداد مالایی ها بوده، اما الان معابدی داره که مراسم هندوها اونجا برگزار میشه. یه مجسمه بسیار بلند که با آب طلا پوشیده شده در اونجا قرار داره. برای رفتن به داخل غار باید 272 پله رو بالا برید!!
  5. بلندیهای گنتینگ (Genting Highlands): به تله کابین معروفه، یه مجموعه اقامتی تفریحی بسیار زیبا در بالای کوهه و با تله کابین به اونجا میرن و کلی بازیهای مهیج و مناظر دیدنی و یه کازینوی بزرگ و معروف داره
  6. برجهای دوقلوی ملزی به نام پتروناس (Petronas): البته نمی شد داخلش رفت و ساعتهای خاصی برای بازدید داشت (8-5 صبح). زیر این برجها یه آکواریوم بزرگ و زیبا هست که ما متاسفانه نتونستیم بریم.
  7. باغ ملی کوالالامپور، میدان استقلال، مسجد نگارا (مسجد ملی کوالالامپور)
  8. مراکز خرید Times Square، Pavillion، BB Plaza، Amcort Mall و …: چون نزدیک کریسمس بود همه اجناس با تخفیف ویژه ارائه می شدن و من تا جایی که تونستم خرید کردم!! همه ی مراکز خرید واقعاً زیبا و بزرگ بودن.
  9. شهر پوتراجایا (Putrajaya): این شهر در طی 8 سال ساخته شده وتمام وزارتخونه های مالزی در حال انتقال به این شهر هستن و قراره پایتخت سیاسی مالزی باشه. این شهر یه دریاچه مصنوعی بزرگ و بسیار زیبا وسط شهر داره که از پلهای معروف دنیا از جمله پل خواجوی خودمون الگو برداری کردن و مشابهش رو روی اون ساختن
  10. پارک آبی سان وی لاگون (Sunway Lagoon): یه پارک آبی بسیار بسیار زیبا و مهیج و دیدنی، از دیدنش سیر نخواهید شد!

و این هم چندتا عکس:

 

پوتراجایا

پوتراجایا - پل خواجو

Sunway Lagoon

Sunway Lagoon

Genting Highlands

Genting Highlands

Batu Caves

Batu Caves

Putrajaya

Putrajaya

   + صبا ; ۱:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/۱٩
    پيام هاي ديگران ()

شهر رجاینا – قسمت دوم

در این پست قصد دارم در مورد هزینه های زندگی، مالیات، قیمت مسکن، اشتغال و در کل مسائل مالی در رجاینا صحبت کنم.

رجاینا و به طور کلی استان ساسکاچوان از نظر هزینه زندگی و مسکن و مالیات در کانادا تقریباً کمترین ارقام رو داره و از نظر سطح درآمد هم درآمد خوبی میشه در این استان داشت. یه مثالش مطلبی هست که تهرانتویی عزیز می نویسه:

دوستی از ساسکاچوان ایمیل زده اند و تعریف کرده اند که گویا ابتدا به انتاریو مهاجرت کرده اند و مدتی در تورنتو بدنبال کار گشته بوده اند و موفقیت دلخواه خود را کسب نکرده بوده اند، و بعدا به شهر ساسکاتون در استان ساسکاچوان کوچ کرده اند و در آنجا از امکانات دولتی کمک به مهاجرین استفاده کرده اند و نه تنها کمک هزینه زندگی دریافت کرده اند که کلاس زبان رایگان نیز در اختیارشان قرار گرفته و بعد از مدتی – به قصد ادامه تحصیل در مقطع فوق لیسانس – وارد دانشگاه ساسکاچوان شده اند و اکنون هم شاغل اند و هم دانشجو.

تعریف کرده اند که دولت این استان تسهیلات ویژه ای در اختیار افرادی که بخواهند به این استان مهاجرت کنند می گذارد و ایشان یکسال بعد از مهاجرت می توانند با کمک دولت این استان، نسبت به مهاجرت بقیه افراد خانواده شان اقدام کنند…

اخیراً با وجود اینکه بحران اقتصادی همه کشورها و از جمله استانهای کانادا رو تحت تأثیر قرار داده بود اما ساسکاچوان اعلام کرد که بودجه سال آینده رو با کاهش مالیات، اختصاص بودجه برای جاده سازی ، مدرسه و بیمارستان برنامه ریزی می کنه و مالکیت مسکن هم کم خواهد شد. وبلاگ مهاجرت به کانادا در 21 مارچ گزارش کرده که وزیر اقتصاد محلی از ۴۲۵ میلیون دلار مازاد بودجه خبر داده ، در حالیکه ۱.۱ میلیارد دلار نیز برای روزهای مبادا کنار گذاشته شده. البته اصل خبر رو هم من قبلاً دیدم اما الان  لینکش رو ندارم که براتون بذارم.

بقیه مطالب در مورد اشتغال، قیمت خانه، هزینه زندگی، بیکاری و رشد اقتصادی رو مستقیماً از وبلاگ مهاجرت به کانادا براتون میذارم که در فوریه 2009 همه چیز رو در حد نیاز نوشته (البته آمارها مربوط به 2007 هست):

اشتغال

طی برنامه ریزی های انجام شده بنا بر این است که با بوجود آمدن بیش از 6000 فرصت شغلی جمعیت شاغل این شهر از رقم 110 هزار نفر در سال 2007 به 116 هزار نفر در سال 2012 برسد . که یک رشد 1.2 درصد در سال را نیازمند است  

 قیمت خانه

طبق آمار دولتی قیمت خانه در شهر رجاینا نسبت به سسکتون کمتر است . اما اگر از خود ساکنین رجاینا سوال کنیم , می گویند تفاوت آنچنانی وجود ندارد . بهر حال واقعیت این است که حداقل قیمت یک خانه مشابه در رجاینا نسبت به سسکتون در شرایط مشابه 10% ارزانتر است . البته قیمت خانه در رجاینا نسبت به سایر شهر های کانادایی مانند ونکوور تا 60% ارزانتر است  

 هزینه زندگی

مجموع هزینه خانوار و مالیاتهای یک خانواده در سال 2008 برای شهر رجاینا نزدیک به 20 هزار دلار بوده است. که می توان گفت در کانادا بسیار رقم پایینی است . نزدیک ترین شهر ها از این نظر شهر وینیپگ مرکز استان منیتوبا بوده که هزنه زندگی در آن سالانه نزدیک به 22 هزار دلار بوده و شهر بعدی سسکتون در خود استان سسکچوان است که با 23هزار دلار در سال از این حیث سومین رتبه را دارد . و ونکوور با سالی نزدیک به 40 هزار دلار هزنه و مالیات از پر هزینه ترین شهر های کانادا برای زندگی به حساب می آید.   

بیکاری

رقم بیکاری در شهر رجاینا 5% در سال 2007 بوده است البته شهردار رجاینا در سخنرانیهاش قول داده این رقم رو تا دو سال آینده به کمتر از 4% برسونه ولی به هر صورت در شرایط کنونی این شهر در بین شهر های بزرگ کانادا رتبه 6 رو از نظر بیکاری داره یعنی کمترین بیکاری به شهر کلگری تعلق داره و پس از آن ادمونتون , سسکتون و ونکوور کمترین نیروی کار بیکار رو به خودش اختصاص داده و سپس شهر وینیپگ و پس از آن رجاینا مکان های بعدی را از نظر بیکاری اشغال کرده اند . جالب است درصد نیروی کار بیکار در شهر تورنتو و مونترال بیش از شهر رجاینا است.   

 رشد اقتصادی

درصد رشد تولید ناخالص داخلی یا GDP به عنوان یکی از ملاک های تعیین کننده رشد اقتصادی است . همانطور که در خبرهای مربوط به پستهای قبلی خواندید استان سسکچوان بیشترین دصد رشد ناخالص داخلی کانادا را در سال جاری به خود اختصاص داده است . در این بین با مقایسه شهر ها در می یابیم که شهر سسکتون با رشد 5/5 درصد در کانادا مقام اول را دارد و پس از آن شهر رجاینا و وینیپگ با رشد 4 رصدی در صدر قرار دارند . کمترین رشد را دربین شهر های بزرگ کانادا شهر مونترال داشته است .    

آمارهای جدید رو می تونید از وب سایت رسمی رجاینا و سایت آینده شغلی ساسکاچوان ببینید.

این پست به مرور کاملتر خواهد شد.

   + صبا ; ۱:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢۸
    پيام هاي ديگران ()

غصه!

باز هم خیالاتی شده ام!

به امید آینده، در صفحاتی که فکر می کنم چند وقت دیگر در متن آنها خواهم بود گشت و گذار می کنم و از مناظرِ به چشم ندیده لذت می برم.

دوست دارم چندتا از مناظر را برای خودم ذخیره کنم، اما…

روی هرکدام کلیک می کنم عبارت چندش آوری خودنمایی می کند:

مشترک گرامی

دسترسی به این سایت امکان پذیر نمیباشد

 

غصه ام می گیرد…!

   + صبا ; ۱:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢٧
    پيام هاي ديگران ()

گام سوم – بررسی در سیدنی

وقتی فرمهای درخواست رو فرستادید، این فرمها در اداره مهاجرت سیدنی ابتدا از لحاظ کامل بودن بررسی میشه، در این مرحله وجود موارد زیر رو چک می کنند:

1. فرمهای لازم

2. رسید پرداخت وجه

3. فرم استفاده از وکیل (در صورتی که موضوعیت داشته باشه) 

در صورتی که مدارک اشتباهی فرستاده شده باشه، یعنی مثلا شما در واقع متقاضی مهاجرت از طریق دیگه ای بجز نیروی کار متخصص هستید، تمام بسته شامل فرمها، پول و همه چیزهایی که فرستادید به شما برگردانده خواهد شد.

موارد دیگه ای که در سیدنی (CIO) چک میشه اینها هستند:

1. داشتن پیشنهاد کار از کارفرمای کانادایی

2. داشتن حداقل یک سال اقامت قانونی در کانادا به عنوان نیروی کار موقت یا دانشجو

3. داشتن سابقه کار معادل حداقل یک سال (یک سال تمام وقت یا دو سال پاره وقت) طی 10 سال گذشته در یکی از 38 شغل مورد نیاز اعلام شده

در صورتی که یکی از موارد بالا وجود داشته باشد متقاضی به مرحله بعد میره و ضمن ارسال مدارکش به visa office مورد نظر (برای ایرانی ها دمشق یا همون Damascus)، برای متقاضی از طریق ایمیل نامه ای ارسال میشه که بهش اطلاع میده که مرحله بررسی در سیدنی به پایان رسیده و مدارکش به visa office مربوطه فرستاده میشه. همچنین در این نامه فایل نامبر (file number) یا همون شماره پرونده متقاضی و شماره پیگیری رسید دریافت پول بهش اعلام میشه و ازش میخوان که تا 120 روز از تاریخ بالای نامه مدارک مربوطه رو به visa office بفرسته. در اینجا میخوام به چند نکته توجه کنید:

  • رسیدن فایل نامبر سیدنی میتونه بین 3-1 ماه طول بکشه پس اگه دیر شد نگران نشید
  • مواردی بوده که فایل نامبر درست چند روز مونده به پایان 120 روز برای متقاضی ارسال شده و از اونجا که 120 روز از تاریخ بالای نامه محاسبه میشه مثلا اگه نامه مال 3 ماه پیشه ولی تازه به دست شما رسیده باید تا یکماه آینده مدارک رو بفرستید. بنابراین حتماً به محض ارسال مدارک به سیدنی اقدام به جمع آوری supporting documents کنید. supporting documents در واقع مدارک تایید کننده ی ادعاهای شما در فرمهاست که در گامهای آینده کاملاً در مورد اونها توضیح خواهم داد.
  • در صورتی که مدارک تا پایان 120 روز به دست اونها نرسه فرض خواهند کرد که از رفتن منصرف شدید و پرونده رو خواهند بست. هیچ بهانه ای هم تا جای ممکن مورد قبول نخواهد بود (در موارد خیلی خاص ممکنه کمی زمان بدن).
  • فعلا دیگه نکته ای به ذهنم نمی رسه، اینو داشته باشید تا گام بعد که درباره مدارک مورد نیاز برای ارسال به سوریه خواهد بود.

برای مطالب فوق از کتابچه راهنمای آفیسرها که توسط اداره مهاجرت کانادا تهیه شده کمک گرفته شد.

   + صبا ; ۱:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢٥
    پيام هاي ديگران ()

فایل نامبر سوریه

امروز دقیقاً یک ماه و 24 روزه که مدارک ما به سوریه رسیده، اما از فایل نامبر دوم خبری نیست که نیست! یکی از دوستان من که یک هفته بعد از من مدارکش رو ارسال کرده بود بعد از دو هفته فایل نامبرش رو از طریق پست دریافت کرد، و برای بیشتر افرادی هم که می شناسم دریافت فایل نامبر حدود یک ماه طول کشیده اما ما که به دو ماه نزدیک شدیم و هنوز منتظریم.

سه روز پیش یه ایمیل به سوریه زدم و جریان رو گفتم اما هنوز از جواب اون هم خبری نیست…!

   + صبا ; ۱:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢٤
    پيام هاي ديگران ()

شهر رجاینا – قسمت اول

header_home

در این پست میخوام در مورد شهر رجاینا (Regina) صحبت کنم که مرکز استان ساسکاچوان (Saskatchewan) کاناداست . استان ساسکاچوان یکی از استانهای تقریبا مرکزی کاناداست که بین استانهای آلبرتا و مانیتوبا واقع شده واز استانهای سردسیر کاناداست (درسته کانادا کلاٌ سرده اما اینجا یه کم بیشتر!). هوای رجاینا به طور متوسط تقریباً در 200 روز سال زیر صفر درجه است! در این مورد وبلاگ برگ افرای عزیز رو ببینید که تعداد روزهای زیر صفر درجه سایر شهرها رو هم نوشته.

با وجود سرمای زیاد، ما برای مهاجرت شهر رجاینا رو انتخاب کردیم. اول از همه به این دلیل که شنیدیم اگه استانهای محرومی (به گفته ی شخصی که ما رو راهنمایی کرد) مثل ساسکاچوان، نوا اسکوچیا و… رو انتخاب کنیم پروسه سریعتر پیش میره که البته نمی دونم این قضیه چقدر صحت داره. دوم، در یک جستجوی همه جانبه به این نتیجه رسیدم که رجاینا یه شهر ارزون، زیبا، با درآمد بالا و اقتصاد شکوفاست که آمارهای خیلی خوبی از این لحاظ داره. و یه چیز مهم اینکه چون مهاجرین کمتر اونجا رو انتخاب می کنند مزایای خوبی برای مهاجرین داره و قیمت خونه ها هم اونجا کمتره.

در اینجا سعی می کنم مطلب جامعی در مورد رجاینا بنویسم وبیشتر مطالب رو از وبلاگها و سایتهای دیگه کمک می گیرم البته با ذکر منبع. 

اول از همه در مورد خصوصیات جغرافیایی رجاینا، وبلاگ مهاجرت به کانادا و شرایط زندگی در کانادا که بیشتر در مورد استان ساسکاچوان می نویسه اینطور میگه:

“شهر رجاینا مرکز استان سسکچوان است. این شهر با مساحت 118 کیلومتر مربع شانزدهیمن شهر کانادا از نظر وسعت محسوب می گردد و در جنوب استان سسکچوان بین دو شهر کلگری در استان آلبرتا و وینیپگ در استان منیتوبا قرار داشته و از جنوب به ایالات متحده آمریکا منتهی می شود.  در این شهر آفتابی، بزرگترین پارک شهری آمریکای شمالی به نام پارک وسکنا (Wascana) به مساحت 9/3 کیلومتر مربع و در اطراف دریاچه وسکنا وجود دارد. تاریخچه بنای این شهر به یکصد سال پیش باز می گردد.

جمعیت شهر رجاینا حدود 200000 نفر می باشد که 85% آنها را سفیدپوستان، 9% بومیان (سرخپوستان)، 1/5% چینی و 4/5% را سایر نژادها تشکیل می دهند. زبان رسمی شهر و دانشگاه ها انگلیسی است و تقریبا تمامی ساکنان این شهر با این زبان تکلم می کنند.

رجاینا از آب و هوای سرد و خشک در زمستان و گرم در تابستان برخوردار می باشد. روزها آسمان اغلب صاف و آفتابی است و این شهر با برخورداری از 2365 ساعت نور خورشید، در طول سال از پرآفتاب ترین مراکز استانهاست. میزان بارندگی 364 میلی متر در سال است.فصل تابستان حدودا 113 روز است. فصل زمستان از اواسط نوامبر شروع و تا اوایل مارچ ادامه پیدا می کند. متوسط دمای شهر رجاینا در طول سال بین منفی 22 درجه و مثبت 22 درجه سانتیگراد در زمستان و تابستان متغیر است. در فصل زمستان دمای هوا گاه به کمتر از 40- درجه سانتیگراد نیز تنزل پیدا می کند.”

از طرفی، وبلاگ تهرانتویی در مورد آب و هوای رجاینا می نویسه:

“بیشتر مساحت آن را دشت و سرزمین های صاف و بدون پستی و بلندی قابل ملاحظه پوشانده. تابستان های گرم و خشک و زمستان های سرد و خشن دارد. صنایع عمده آن کشاورزی و معدن هستند. کم جمعیت است – علیرعم مساحتی بیش از 600 هزار کیلومتر مربع، تنها یک میلیون نفر جمعیت دارد!- و به همین دلیل دولت آن مترصد افزایش تسهیلات ویژه برای جلب جمعیت بیشتر است.

این استان رکورد بیشتر مقدار روزهای آفتابی را – بین 2000 تا 2500 ساعت آفتاب در سال – داراست. از جنوب همسایه ایالت های داکوتای شمالی و مونتانای آمریکاست. دریاچه های آب شیرین و دشت های پهناور دارد و دارای یکی از حاصلخیز ترین خاک های کره زمین است. این استان تولید کننده 54% محصول گندم کاناداست.”

وب سایت رسمی رجاینا اعلام کرده که متوسط هوای زمستان 11- و متوسط هوای تابستان در رجاینا 23 هست. در مجموع میشه گفت یه شهر سرد با تابستانهای مطبوع و دلپذیر.

تا اینجا یه عکس دیگه از رجاینا داشته باشید:

livingregina

ادامه دارد…

   + صبا ; ۱:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢٠
    پيام هاي ديگران ()

چند خبر

سه خبر خوب در سایت سازمان حقوقی مهاجرتی امیرزاده خوندم که اینجا براتون میذارم. البته نمی دونم خبر ها چقدر جدید هستند و بیشتر مربوط به استان ساسکاچوان کانادا هستند. چون در فرمهایی که به اداره مهاجرت فرستادم شهر رجاینا (Regina) از همین استان رو انتخاب کردم. در پستهای بعدی درباره رجاینا بیشتر خواهم نوشت.

و اما خبرها: 

  • افزایش حداقل حقوق در استان سسکچوان :

بر اساس آمار و اخبار رسمی دولت استان سسکچوان حداقل حقوق در این استان افزایش یافته است .

حداقل حقوق برای یک کارگر ساده در این استان 8,60 دلار کانادا برای هر ساعت کار بوده که هم اکنون به 9,25 دلار کانادا بر هر ساعت رسیده است . بر اساس همین گزارش این سومین بار است که حداقل حقوق از ژانویه 2008 افزایش می یابد . در ژانویه 2008 حداقل حقوق در این استان 7,95 دلار کانادا بوده است .

در استان سسکچوان تنها 12000 نفر با حداقل دستمزد کار می کنند.

 

  • دولت استان سسکچوان راهنمای فارسی در وبسایت خود منتشر کرد

پیرو آخرین تغییرات در قوانین مهاجرت استان سسکچوان دولت این استان راهنمای فارسی با موضوعات قوانین کار , بهداشت و ایمنی کار , کار موقت در سسکچوان را در وبسایت خود منتشر کرد . در این نوشته ها می توانید آدرس بسیاری از مراکز اطلاعاتی که به رایگان به متقاضیان اطلاعات می دهند را نیز بیابید .

می توانید این صفحات PDF را در ذیل ببینید

قوانین انصاف و عدالت در کار

بهداشت و ایمنی در کار

کار موقت در سسکچوان

همچنین می توانید از لینک مستقیم خود اداره مهاجرت استان استفاده نمایید .

اداره مهاجرت سسکچوان

 

  • جیسون کنی وزیر مهاجرت و شهروندی کانادا , برنامه مهاجر پذیری این کشور را برای سال 2010 چنین تشریح کرد :

 وی گفت : در حالی که دیگر کشور ها به کاهش سطح مهاجرت به عنوان پاسخ کوتاه مدت به رکود اقتصادی , روی آورده اند . ما با حفظ سطح مهاجران کشور خود به نیاز های بلند مدت اقتصادیمان توجه می کنیم .

بر همین اساس کانادا در سال جدید قصد دارد بین 24,000 الی 260,000 ویزای اقامت دائم صادر کند . یعنی به همان میزان که در سال گذشته نیز وجود داشت .

همچنین وی افزود در سال جدید ظرفیت برنامه های کاندیداتوری استانی بیشتر خواهد شد . چرا که اولا : استانها با درک بهتر و آگاهی از وضعیت بازار کار خود به انتخاب مهاجرین می پردازند و ثانیا: دولت کانادا با این عمل می تواند توزیع مناسبی از مهاجران در تمام کانادا داشته باشد .

در برنامه سال 2010 تلاش شده است با کوتاه کردن زمان بین 6 الی 12 ماه برای پرونده های Skilled worker  نسبت به برنامه قبل از فوریه 2008 که همین زمان 6 سال بود , از پرونده های انبار شده کاسته شود .

   + صبا ; ۱:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱٤
    پيام هاي ديگران ()

خروج مشمولین نظام وظیفه از ایران

دوستان لینک زیر رو درباره خروج مشمولین نظام وظیفه بخونید:

پاسخ به برخی پرسشهای رایج در مورد نظام وظیفه در ایران و مشکل خروج مشمولین

   + صبا ; ۱:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۳
    پيام هاي ديگران ()

گام دوم – ارسال مدارک اولیه

بعد از بررسی علایق و امتیازهاتون، اگه دیدید کانادا هنوز کشور آرزوهای شماست و حاضرید با مشکلات مهاجرت بجنگید و شغلتون جزو 38 شغل مورد نیاز کانادا هست و امتیاز لازم (67)  رو هم میارید، حالا نوبت اونه که که فرم های لازم رو دانلود کرده و پر کنید. برای مرحله اول چیزهایی که باید بفرستید عبارتند از:

1. فرم های مربوطه (application package رو از اینجا دانلود کنید)

2. یک کپی از صفحات اول و دوم گذرنامه

3. گواهی پرداخت پول (money order, certified cheque, bank draft)

4. دو عدد لیبل (Label) آدرس به فارسی و انگلیسی

حالا توضیحات هر کدوم: 

1. فرم های مربوطه: فرمهایی که یک فرد متقاضی مهاجرت از طریق FSW بدون وکیل باید پر کنه عبارتند از:

و در صورتی که می خواید هزینه رو به وسیله کردیت کارت (credit card) پرداخت کنید این فرم هم اضافه میشه:

من اینجا لینک فرمها رو براتون گذاشتم. با کلیک روی اسم هر کدوم از فرمها فرم مربوطه باز میشه و می تونید دانلودش کنید. این فرمها fillable هستن یعنی می تونید اونها رو با برنامه Acrobat  باز کنید و جاهای خالی رو پر کنید. نکته ای که اینجا هست اینه که باید همون لحظه که فرم رو پر می کنید پرینت بگیرید چون اگه ببندید تمام چیزهایی که نوشتید می پره و save نمیشه.

البته برای پیشگیری از این مساله یه راهی به شما پیشنهاد میدم که از اون طریق می تونید تمام نوشته هاتون رو ذخیره کنید، اون هم نصب برنامه Adobe Acrobat Professional هست. با نصب این برنامه و باز کردن فرمها با اون می تونید هر چیزی رو که می نویسید save کنید.

فعلا بیش از این درباره فرمها توضیح نمیدم. توضیحات بیشتر در Instruction guide خود اداره مهاجرت اومده که می تونید روش کلیک کنید و ببینید.

اگه سوالی در این مورد بود در خدمتم.

2. کپی از صفحات اول و دوم گذرنامه: یا به گفته ی اداره مهاجرت Passport’s bio-data page که همون صفحاتیه که مشخصات فرد به فارسی و انگلیسی روش نوشته شده. فقط کپی پاسپورت فرد اصلی لازمه.

3. گواهی پرداخت پول: شما در مجموع دو بار باید پول بفرستید. یک بار همون اول که فرمها رو می فرستید سیدنی برای ارزیابی و دفعه بعد وقتی پرونده تون بررسی شد و فرمهای انجام آزمایشات پزشکی رو براتون می فرستند باید یه هزینه دیگه بپردازید به نام Landing fee. رسیدن به این مرحله معنیش اینه که درخواست مهاجرت شما مورد قبول واقع شده و در صورتی که آزمایشات پزشکی هم خوب باشن می تونید خودتون رو کانادایی محسوب کنید. البته بیماریهایی که مد نظر کاناداست و به واسطه اونها ممنکه فردی رد بشه بیماریهای جدی، واگیر دار یا مزمنیه که ممکنه به واسطه اونها زندگی ساکنین کانادا به خطر بیفته یا هزینه زیادی به دولت کانادا تحمیل بشه، نه بیماریهای عادی. پس در واقع مرحله مهمی نیست.

مبلغ لازم برای ارسال در این مرحله رو در جدول زیر ببینید:

 application fee

مبلغ ارسالی برای مرحله اول (application fee)

 

در این مرحله شما فقط مبالغ جدول بالا رو باید بپردازید، یعنی مثلا اگر متأهل هستید و یه بچه 12 ساله دارید مبلغ پرداختی شما میشه 550χ2+150=1250 $. همینطور اگه یه فرد مجرد هستید مبلغ پرداختی 550$ هست.

حالا پول رو چه جوری پرداخت کنید؟ این قسمت شاید یکی از مسأله سازترین بخشهای مهاجرته. همونطور که توی کتابچه راهنما گفته شده به هیچ وجه نباید پول نقد در پاکت بگذارید اما به چهار طریق می تونید پول رو پرداخت کنید: به وسیله Money Order، Certified cheque، Bank draft یا Credit card که این روش آخری به تازگی اضافه شده. سه روش اول فقط از طریق بانکهای خارج از ایران قابل انجامه، یعنی به نفر که تو یه کشور دیگه ست (ترجیحاً کانادا) بره برای شما پول رو واریز کنه و مثلا مانی اردر (Money order) بگیره. مهم نیست به نام شما باشه یا نه. اون شخص باید هزینه رو به نام ”Receiver General for Canada” واریز کنه و اصل رسید رو براتون بفرسته. شماره حساب هم نداره و همین نام برای واریز کردن کافیه و توی تمام بانکهای کانادا قابل پرداخته. وقتی اصل رسید رو گرفتید مشخصاتتون رو پشتش بنویسید، امضا کنید، بذارید روی مدارک و بفرستید کانادا. در ضمن، لازم نیست به ازای هر نفر یه مانی اردر بگیرید، هرچندنفر که باشید، همون یه مانی اردر با مبلغ کل کفایت می کنه.

اگه قصد دارید از طریق Credit card واریز کنید باز هم مهم نیست کارت مال خودتون باشه یا نه، فرمی رو که در بالا گذاشتم (Fee Payment Form) پر کنید و روی مدارک بگذارید، اونا خودشون از حساب برداشت می کنند. یه نکته رو همیشه در نظر داشته باشید: از تمام اسنادتون یه کپی تهیه کنید.

4. دو عدد لیبل آدرس: یا طبق راهنما self-addressed mailing labels one in English or French and the second in the official language in your country یعنی دوتا برگه که خودتون آدرس رو به فارسی و فرانسه یا انگلیسی روش نوشتید. در نظر بگیرید که این لیبل ها بعدا روی نامه هایی که براتون ارسال می کنند چسبونده میشه پس جوری بنویسید که پستچی به مشکل بر نخوره.

وقتی این مراحل رو انجام دادید همه رو در یه پاکت بگذارید و به یکی از این دو آدرس ارسال کنید:

address

آدرس اول مربوط به صندوق پستیه (یعنی نامه تون میره توی صندوق پستی) و آدرس دوم مربوط به وقتیه که یه شخص میره اداره مهاجرت تحویل میده. دوستان پیشکسوت مهاجرت نظرشون اینه که وقتی با پستی مثل DHL می فرستید چون باید تحویل بدن و امضا بگیرن بهتره که آدرس دوم رو بنویسید، گرچه من اولی رو نوشتم و مشکلی هم پیش نیومد… انتخاب با خودتون!

در مورد اینکه با چه پستی بفرستید حتما با یه پست معتبر مثل DHL, TNT, ARAMEX ارسال کنید چون هم زودتر میرسه و هم چون رسید پولتون توشه با ارزشه و باید با پست معتبری فرستاده بشه. نظر شخصی من اینه که DHL ازبقیه بهتره، گرچه بازهم انتخاب با خود شما.

تا اینجا مربوط به اولین مرحله بود، برید و مدارک رو بفرستید!

موفق باشید.

   + صبا ; ۱:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۳
    پيام هاي ديگران ()

اعتماد

وقتی مریض ها به دکترها اعتماد می کنند حس خوبی به دکترها دست میده!!

حدود 2ماهه که در یک مطب نیمه شخصی کار می کنم. چند وقت پیش یه آقایی با شکایت از حالت تهوع پیش من اومد. می گفت از هفته ی پیش سرماخورده و حالا که سرماخوردگیش خوب شده حالت تهوع باقی مونده… یه چندتا سوال ازش پرسیدم و متوجه شدم که این آقا حالت تهوعش پیش از ابتلا به سرماخوردگی هم وجود داشته واصلا مشکلش اضطرابه…! و کاشف به عمل اومد که مدت کوتاهیه که ازدواج کرده و با همسرش سر مسائل کوچیک و پیش پا افتاده اختلاف داره! از اون خواستم با همسرش صحبت کنم، استقبال کرد. اما همسرش راضی نشد. چند هفته بعد دوباره اومد، این بار با همسرش. بهشون گفتم مشاور هم اینجا داریم، می تونید با مشاور صحبت کنید. اما راضی نشدن و اصرار داشتن که با من مشورت کنن. من هم هر کاری از دستم بر میومد انجام دادم و قرار شد برن رو چیزایی که گفتم تمرین داشته باشن تا جلسه بعد… اعتمادشون برام شیرین و جذاب بود… امیدوارم با علاقه ای که به هم دارن به نتیجه ی خوبی برسن…

گاهی هم بعضیا شون لطف می کنن و برای تشکر چیزی میارن و هر چی هم می خوای قبول نکنی اصرار می کنن. گرچه خوشحال کننده ست و باعث میشه احساس کنم کارم رو درست انجام دادم، اما بعضیاشون هم دردسر ساز می شن، مثل سس گوجه ی محلی که یکی از مریضا آورد و با اینکه اقدامات ایمنی رو رعایت کردم اما اونقدر گاز داشت که آخرش منفجر شد و تمام خونه رو کثیف کرد…!!

   + صبا ; ۱:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٧/٢٩
    پيام هاي ديگران ()

چاره ای نمونده جز رفتن و رفتن…

رفتن سخته، اما سخت تر از اون آماده بودن برای موقعیت جدیدیه که هیچ وقت توش نبودیم، کار کردن توی جایی که هیچ وقت توش کار نکردیم، و حرف زدن به زبانی که هیچ وقت باهاش صحبت نکردیم… تصور کنید چقدر باید وطن آدم آزار دهنده شده باشه که حاضر بشه همه ی چیزهایی رو که بهش عادت کرده بذاره و بره جایی که حتی نمی دونه احساساتش رو با چه کلماتی باید بروز بده…

   + صبا ; ۱:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٧/٢٩
    پيام هاي ديگران ()

گام اول – بررسی شرایط موجود

با اینکه در وبلاگ های مختلف در مورد نحوه ی درخواست اقامت دائم کانادا (apply کردن برای مهاجرت) بحث شده، اما دوست دارم مراحل رو از زبون خودم بازهم اینجا بنویسم.
به نظر من قبل از هرگونه اقدامی باید از خودتون بپرسید به چه منظوری قصد مهاجرت دارید، و اصلا چقدر از شرایط زندگی در کانادا اطلاع دارید؟
کانادا امسال بعد از نروژ، استرالیا و … به عنوان چهارمین کشور دنیا از لحاظ سطح زندگی و رفاه ساکنانش شناخته شده (لینک مطلب) و رفاه شهروندان کانادایی از خیلی کشورهای دنیا حتی آمریکا خیلی بالاتره. اما این به اون معنی نیست که هرکس به کانادا میره از زندگی در اونجا لذت می بره، چرا که خیلی مسائل هستند که به خود شخص بستگی دارند، یه نکته ی خیلی مهم دونستن زبان انگلیسیه. چون اگه زبون مردم رو خوب نفهمید کار خوبی هم پیدا نخواهید کرد و از خیلی امکانات هم نمی تونید استفاده کنید. اینکه خیلی ها میگن اونجا که بری زود راه میفتی چندان هم درست نیست چرا که اگه در مناطق ایرانی نشین زندگی کنید ممکنه هیچ وقت نیاز چندانی به دونستن انگلیسی پیدا نکنید. مسائل دیگه ای هم هستن که خیلی مهمن، از جمله تفاوتهای فرهنگی و مذهبی که گاهی می تونن بسیار شدید و غیر قابل تحمل باشن. برای توضیح بیشتر خوندن مطلب “دغدغه کاریابی مهاجر ایرانی” از وبلاگ پانیذ رو بهتون توصیه می کنم که امیر خان در سه قسمت توضیحات خوبی ارائه کرده.
به هر حال وقتی برای مهاجرت مصمم شدید، باید ببینید بهترین روش اقدام برای شما چیه. روشهای متعددی برای مهاجرت وجود دارن از جمله سرمایه گذاری، ویزای کار، حمایت خانواده و … که من در مورد اونا اطلاعات چندانی ندارم ولی می تونید اطلاعات مربوط به این روشها رو در سایت اداره مهاجرت کانادا بخونید.
اما روشی که خود من اقدام کردم و در موردش تقریبا خوب میدونم مهاجرت از طریق نیروی کار متخصص یا Federal Skilled Workers یا به اختصار FSW هست. 
این روش تا تاریخ 27 فوریه سال 2008 زمان خیلی زیادی حدود 7-6 سال طول می کشید و یه تفاوت عمده ش این بود که از همون اول باید تمام مدارک، فرم های درخواست، هزینه درخواستی و … رو می فرستادید و 7-6 سال بعد نوبتتون می شد. طبیعتا توی این فاصله اعتبار خیلی از مدارک می گذشت و خیلی از شرایط عوض می شد و مجبور بودید دوباره اونا رو به روز کنید و بفرستید. در واقع دوباره کاری می شد. اما در روش جدید ابتدا باید فرمهای درخواست رو همراه با Application fee بفرستید و وقتی یه بررسی کلی کردن میگن حالا مدارک رو بفرستید و زمان خیلی کمتری هم طول می کشه تا به نتیجه برسه.
از تاریخ 27 فوریه اداره مهاجرت کانادا بر اساس نیازهای جامعه کانادا 38 تا شغل معرفی کرده که فقط شاغلان این 38 شغل که حداقل یکسال سابقه کار توی اون رشته رو داشته باشن می تونن درخواستشون رو برای مهاجرت ارسال کنن. در غیر این صورت اصلا پرونده شون بررسی نمیشه و رد میشن. این 38 تا شغل رو می تونید اینجا ببینید. همونطور که توی لینک می بینید اول از همه باید امتیاز خودتون رو بر اساس جدول زیر محاسبه کنید:

 

جدول امتیازات در گروه نیروی کار متخصص در برنامه فدرال

اتمام دبیرستان ۵ امتیاز- داشتن گواهینامه حرفه ای و یا کار آموزی  یک ساله و حداقل دوازده سال تحصیل ۱۲ امتیاز- داشتن گواهینامه دانشگاهی و یا حرفه ای و یا کار آموزی  یک ساله و حداقل سیزده سال تحصیل ۱۵ امتیاز - داشتن گواهینامه حرفه ای و یا کار آموزی دو ساله و حداقل  چهارده سال تحصیل ۲۰ امتیاز - داشتن گواهینامه دانشگاهی دو ساله ویا بیشتر (فوق دیپلم یا لیسانس) و حداقل چهارده  سال تحصیل  ۲۰ امتیاز -  داشتن گواهینامه حرفه ای و یا کار آموزی  سه ساله و حداقل  پانزده سال تحصیل ۲۲ امتیاز-  داشتن دو مدرک دانشگاهی و حداقل پانزده سال تحصیل ۲۲ امتیاز – داشتن فوق لیسانس و یا دکتری و حداقل هفده سال تحصیل  ۲۵ امتیاز.

 

 

 

حداکثر 25 امتیاز

 

 

 

تحصیلات

۱ سال ۱۵ امتیاز – ۲ سال ۱۷ امتیاز – ۳ سال ۱۹ امتیاز و ۴ سال ۲۱ امتیاز

حداکثر 21 امتیاز

تجربه کاری

زبان اول حداکثر ۱۶ امتیاز – زبان دوم حداکثر ۸ امتیاز.

حداکثر۲۴ امتیاز

زبان انگلیسی و/یا فرانسه

۱۶ سال یا کمتر ۰ امتیاز- ۱۷ سال ۲ امتیاز- ۱۸ سال ۴ امتیاز- ۱۹ سال ۶ امتیاز – ۲۰ سال ۸ امتیاز – ۲۱ تا ۴۹ سال ۱۰ امتیاز- ۵۰ سال ۸ امتیاز- ۵۱ سال ۶ امتیاز – ۵۲ سال ۴ امتیاز – ۵۳ سال ۲ امتیاز – ۵۴ سال و بالاتر ۰ امتیاز

 

حداکثر 10 امتیاز

 

سن

اگر متقاضی در کانادا با ویزای کار مشغول کار است و کارفرما او را برای مدت نامحدود استخدام کرده است: ۱۰ امتیاز- پیشنهاد کار مصوب HRDC دارد و مجوز لازم برای کار در زمینه کاری خود را در اختیار دارد: ۱۰ امتیاز

 

حداکثر 10 امتیاز

 

داشتن پیشنهاد کار

تحصیلات همسر متقاضی: همسر متقاضی دبیرستان را تمام کرده است: ۰ امتیاز – همسر متقاضی علاوه بر دوره دبیرستان یک دوره یک ساله یا کارآموزی بعد از دیپلم را به صورت تمام وقت  گذرانده است و در مجموع حداقل ۱۲ سال تحصیل کرده است: ۳ امتیاز- یک دوره ۲ یا سه ساله را گذرانده و در مجموع حداقل ۱۴ سال تحصیل کرده است: ۴ امتیاز -  فوق لیسانس یا دکتری دارد و حداقل ۱۷ سال تحصیل کرده است: ۵ امتیاز.

سابقه کار در کانادا: متقاضی یا همسر وی حداقل یک سال در کانادا با اجازه کار معتبر به کار اشتغال داشته است: ۵ امتیاز.

سابقه تحصیل در کانادا: متقاضی یا همسر وی پس از ۱۷ سالگی و با داشتن اجازه تحصیل در یک دوره ۲ ساله  یک موسسه آموزش عالی کانادا به صورت تمام وقت شرکت کرده است (گرفتن مدرک الزامی نیست): ۵ امتیاز.

پیشنهاد کار در کانادا: داشتن پیشنهاد کار علاوه بر ۱۰ امتیاز بالا ۵ امتیاز نیز در این زمینه برای متقاضی فراهم می کند.

داشتن بستگان در کانادا: اگر بستکان متقاضی یا همسر وی به عنوان مقیم دایم یا شهروند در کانادا زندگی می کنند: ۵ امتیاز.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حداکثر 10 امتیاز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

قابلیت انطباق با جامعه کانادا

 

حداکثر 100 امتیاز

جمع

 

حداقل 67 امتیاز

امتیاز قبولی

 نمره ی زبان رو باید طبق جدول زیر محاسبه کنید:

 ielts

بعد از این کارها، اگه دیدید شرایط لازم رو برای apply کردن دارید، به لینک زیر برید و instruction guide (شماره 1) رو دانلود کرده و با دقت بخونید. بعد از اون باید فرمها رو از همین لینک دانلود کنید و پرکنید و همراه با application fee طبق دفترچه راهنما برای سیدنی در کانادا ارسال کنید.

http://www.cic.gc.ca/english/information/applications/skilled.asp

   + صبا ; ۱:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٧/٢٦
    پيام هاي ديگران ()

مدارک ما در سوریه

امروز دقیقا 24 روزه که مدارک ما (من و همسرم) رسیده سوریه. فقط حدود دو روز از 120 روزی که از سیدنی مهلت داده بودن باقی مونده بود که به دستشون رسید. یه مدت نسبتا زیادی درگیر خریدن مدرک من و ترجمه بودیم، دارالترجمه هم خودش داستانی داره! همه ی مدارک رو باید چک می کردم که درست باشن!! یه بار یه قرارداد کاری رو دادم ترجمه کنن وقتی ترجمه رو گرفتم با یه نگاه سطحی 19 تا غلط املایی توش پیدا کردم!! وقتی دادم درستش کنن یه ترجمه دیگه دادن دستم گفتن اینو ببین چطوره، توی همون صفحه اولش 3تا غلط گرامری پیدا شد!!!! گفتم لطف کنید همون قبلی رو اصلاح کنید بهم بدید!! یه بار دیگه کارت پایان خدمت همسرم رو یادشون رفته بود مهر دادگستری و وزارت امور خارجه بزنن و ما هم نفهمیده بودیم، درست آخرین لحظه که می خواستیم دیگه مدارک رو بفرستیم دیدیم کارت پایان خدمت مهرها رو نداره، باز دادیم دارالترجمه که ببره مهرش کنه… خلاصه با هر بدبختی بود پنج شنبه هفته قبل فرستادیم و به علت تقارن با تعطیلات عید سعید فطر بعد از یک هفته بالاخره در روز چهارشنبه اول مهر به سفارت کانادا در سوریه رسید…
دقیقا یک هفته و 6 روز بعد هم در سایت وضعیت ما به صورت pending در اومد، یعنی نوشتن که مدارک شما رسیده و به زودی با شما تماس می گیریم. البته منظورشون از تماس همون فرستادن فایل نامبر سوریه است…

   + صبا ; ۱:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٧/٢٥
    پيام هاي ديگران ()